روسیههراسی دویستساله: از ناپلئون تا ناتو
روسیههراسی دویستساله: از ناپلئون تا ناتو
چرا بریتانیا که در ۱۸۱۴ در ائتلاف ضدناپلئون با روسیه همپیمان بود، کمتر از یک نسل بعد دشمن روسیه شد؟
مسئلهٔ اصلی رفتار روسیه نبود، بلکه وسعت، منابع عظیم انرژی و ظرفیت تولید کشاورزی آن بود. کشوری با حدود ۱۷ میلیون کیلومتر مربع در نگاه لندن بالقوه تهدیدی برای امپراتوری بریتانیا در هند بود، حتی اگر تزار چنین قصدی نداشت. بر پایهٔ همین ترس، تا دههٔ ۱۸۴۰ روسیه در دستگاه سیاسی بریتانیا «دشمن» شد.
جنگ کریمه (۱۸۵۳–۱۸۵۶) نخستین نمونهٔ آشکار این منطق بود. بریتانیا و فرانسه بهرهبری ناپلئون سوم بود.
حملهٔ ناپلئون بناپارت در ۱۸۱۲ و هیتلر در ۱۹۴۱ نیز نشان میدهد که روسیه بارها مورد تهاجم نیروهای اروپایی قرار گرفته است. از این منظر، دغدغهٔ امنیتی مسکو ریشهٔ تاریخی دارد.
حتی پس از شکست آلمان نازی، منطق تغییر نکرد: چرچیل در ماههای پایانی جنگ دستور تدوین «عملیات غیرقابلتصور» را داد، طرحی برای حمله به متحد دیروز، یعنی روسیهای زخمی و خسته از جنگ.
آمریکا هم چند ماه پس از هیروشیما برای بمباران اتمی شهرهای شوروی برنامه میریخت. از اواخر ۱۹۴۵ مطالعاتی برای حملهٔ اتمی به حدود ۲۰ شهر شوروی تهیه شد و در سالهای بعد، این برنامهریزیها از دهها بمب به صدها بمب و از ۲۰ شهر به حدود ۱۰۰ شهر رسید.
آزمایش بمب اتمی شوروی در ۱۹۴۹ این طرحها را متوقف نکرد؛ فقط اجرای آنها را پرهزینهتر کرد.
پس از فروپاشی شوروی نیز، روسها پس از ۷۵ سال حکومت بلشویکی صلح و همکاری و دوستی میخواستند، اما استراتژیستهای آمریکایی بیش از هر چیز میخواستند روسیه قدرتی درجهدوم بماند. نتیجه، گسترش ناتو به سمت مرزهای روسیه بود.
جنگ کنونی روسیه و اوکراین را نباید «جنگ پوتین» نامید؛ ریشهٔ آن در گسترش ناتو و ملاحظات امنیتی مسکو است و در عمل «جنگ ناتو علیه روسیه» (جنگ نیابتی از طریق اوکراین) است.
انگیزهٔ پشت این سیاست ماهیت امپریالیستی غرب است: کنترل منابع عظیم نفت و گاز و سرزمین روسیه و جلوگیری از ظهور قدرتی مستقل در اوراسیا.
نتیجهگیری: روسیه در برابر اروپا و آمریکا موضعی دفاعی داشته است و نگرانیاش از «ناپلئونها و هیتلرها و ترومنها» ریشهٔ تاریخی دارد.

نظرات
ارسال یک نظر