معرفی و دانلود کتاب «قاسملو در قامشلو؛ روایت یک سفر انجامنشده»
مقدمهای بر «قاسملو در قامشلو؛ روایت یک سفر انجامنشده»
«قاسملو
در قامشلو»
نوشتهی شاهو کرماشانی (۲۰۲۶) داستان کوتاهی است که فقط حدود نوزده صفحه دارد. نویسنده آن را
«کتابچه» مینامد، چون میخواهد خواننده بتواند در یک نشست آن را تمام کند و بهانهای
برای نیمهرها کردنش نداشته باشد. در پیشگفتار صریحاً میگوید هدفش ساختن پرسش در
ذهن مخاطب است.
داستان با
تخیلی جسورانه آغاز میشود. جمشیدخان، شخصیتی که از رمان بختیار علی
«قرض گرفته شده»، به قامشلو در روژاوای کوردستان میرسد و در کوچههای شهر دکتر عبدالرحمان
قاسملو را مییابد؛ رهبری که آمده تا مظلوم عبدی را ببیند. شبنشینی میان این
دو، و بعد خبات روژهلاتی، پیشمرگهای که بر دولتسازی و استقلال تأکید
دارد، صحنهی اصلی کتاب را میسازد. بحث از اینستاگرام و انتقادهای امروز به
روژاوا و روند صلح در باکور شروع میشود و به مصاحبههای قاسملو در روزنامههای
اطلاعات، کیهان و آیندگان در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ میرسد.
نیرومندترین
ایدهی کتاب همین جابهجایی است: سخنان قاسملو دربارهی مذاکره، خودمختاری در
چارچوب ایران، رد تجزیه و ضرورت حفظ دستاوردها، در برابر کسانی قرار میگیرد که
امروز همین سیاستها را در روژاوا و باکور «تسلیم» مینامند. نویسنده با این کار
میپرسد چرا یک عمل وقتی از «رهبر خودی» سر میزند مبارزه است و وقتی از دیگری،
خیانت. به بیان خودش، ما گاهی تاریخ را نه برای فهمیدن، بلکه برای تأیید خودمان میخوانیم.
لحن کتاب طنز
تلخ و بازیگوشانه است. راوی از روایتشدن خودش در یک «سفر انجامنشده» شکایت میکند
و قامت خبات در جریان بحث کمکم کوتاه میشود. در عین حال، متن بر پایهی
ارجاع به اسناد و تاریخهای مشخص بنا شده است و به همین دلیل میتوان آن را هم
روایتی ادبی و هم نقدی سیاسی خواند.
خواننده ممکن
است با هر یک از شخصیتها همدلی کند یا از تصویر نویسنده از آنان ناخرسند شود. خود
نویسنده هم این را پیشبینی کرده و خواننده را به این خوانش دعوت میکند: تاریخ
را نه از دریچهی پیشداوری، بلکه در پرتو واقعیتها بسنجید.

نظرات
ارسال یک نظر