بیانیه ضدجنگ «کنگره آزادی ایران» و چهره واقعی اپوزیسیون راستگرا

 

بیانیه ضدجنگ «کنگره آزادی ایران» و چهره واقعی اپوزیسیون راستگرا


نسخه پی دی اف 

https://drive.google.com/file/d/1bawlkkyTO1zayMsf08pYD_fHMSlINnsq/view?usp=sharing



در تاریخ ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۶ (۲۸ تیر ۱۴۰۵)، کنگره آزادی ایران پس از تأخیری چندماهه، سرانجام به مسئولیت اخلاقی خود عمل کرد و بیانیه‌ای تاریخی با عنوان «بیانیه کنگره آزادی ایران درباره جنگ، مداخله خارجی و حق تعیین سرنوشت مردم ایران» صادر نمود. این بیانیه با تأکید بر «پایان فوری جنگ و جلوگیری از گسترش درگیری‌های نظامی» و «مخالفت با هرگونه مداخله نظامی خارجی در تعیین سرنوشت و آینده سیاسی ایران»، خطی روشن در برابر تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل ترسیم کرد.

اما آنچه این بیانیه را به یک رویداد سیاسی مهم و آموزنده تبدیل کرد، نه متن خود بیانیه، بلکه واکنش‌های آن بود. واکنش‌هایی که همچون آینه‌ای تمام‌نما، چهره پنهان بخشی از اپوزیسیون ایرانی را آشکار ساخت؛ اپوزیسیونی که سال‌ها در پشت نقاب «دمکراسی‌خواهی»، «آزادی‌خواهی»، «مشروطه‌خواهی»، «ملی‌گرایی» و «ناسیونالیسم» پنهان شده بود، اما در لحظه تصمیم‌گیری تاریخی، ماهیت واقعی خود را برملا کرد.

متن بیانیه: نه به جنگ، نه به مداخله خارجی

کنگره آزادی ایران در این بیانیه، دوگانه دروغینی را که سال‌ها توسط رسانه‌های وابسته به غرب ترویج شده بود، به چالش کشید: این تصور که برای مخالفت با یک قدرت (جمهوری اسلامی)، ناگزیر باید در کنار قدرتی دیگر (آمریکا و اسرائیل) ایستاد.

این موضع‌گیری بر پایه تجربه تلخ تاریخی استوار بود. تجربه‌ای که نشان می‌دهد مداخله نظامی قدرت‌های امپریالیستی هرگز به نفع مردم نبوده، بلکه همواره به ویرانی زیرساخت‌ها، غارت منابع، جنگ‌های داخلی و قربانی شدن صدها هزار انسان بی‌گناه انجامیده است.

مخالفان بیانیه: چهره واقعی جنگ‌طلبان

بیانیه ضدجنگ کنگره با مخالفت شدیدی در داخل و خارج این نهاد روبرو شد. مخالفان اصلی عبارت بودند از:

احزاب و گروه‌ها: حزب دموکرات کردستان ایران (PDKI) | حزب کومله کردستان ایران (رهبری عبدالله مهتدی) | جریان سلطنت‌طلب (طرفداران رضا پهلوی) | گروه‌های راست‌گرای حامی مداخله نظامی در درون کنگره

شخصیت‌ها: عبدالله مهتدی (دبیرکل حزب کومله) | خالد عزیزی (سخنگوی حزب دموکرات کردستان ایران) | رضا پهلوی | سعید قاسمی‌نژاد (مشاور رضا پهلوی) | شهرام خلدی (طرفدار رضا پهلوی)

حزب دموکرات کردستان ایران: انکار مسئولیت یا فرار از موضع؟

حزب دموکرات کردستان ایران در بیانیه‌ای کوتاه اعلام کرد که «به دلیل عدم عضویت در نهادهای اجرایی این کنگره، در روند تنظیم و تصویب این بیانیه نقشی نداشته» و بنابراین «مفاد بیانیه مذکور موضع رسمی این حزب محسوب نمی‌شود

این موضع‌گیری در عمل دشمنی با بیانیه ضدجنگ بود. حزبی که سال‌ها خود را مدافع حقوق مردم کردستان و ایران معرفی می‌کرد، در لحظه‌ای که باید صدای مردم در برابر جنگ می‌بود، در صف هواداران جنگ قرار گرفت.

حزب کومله کردستان ایران: پرهیز از مواضع سیاسی» یا پرهیز از موضع ضدجنگ؟

حزب کومله کردستان ایران به رهبری عبدالله مهتدی، مخالفت صریح‌تری اعلام کرد. این حزب با استناد به «توافقات پیشین» مبنی بر اینکه کنگره «از اتخاذ و اعلام مواضع سیاسی مشخص پرهیز کند»، بیانیه کنگره را محکوم کرد.

اما آیا واقعاً مسئله «پرهیز از مواضع سیاسی» بود، یا پرهیز از موضع ضدجنگ؟ کنگره‌ای که در بنیان‌گذاری خود اصولی چون «آزادی، دموکراسی، استقلال، عدالت و حقوق بشر» را اعلام کرده بود، چگونه می‌توانست در برابر جنگی که جان هزاران ایرانی را می‌گیرد و زیرساخت‌های کشور را ویران می‌کند، سکوت اختیار کند؟ آیا سکوت در برابر جنگ، خود موضع‌گیری سیاسی نیست؟ موضع‌گیری‌ای به نفع جنگ‌افروزان؟

رضا پهلوی و جریان سلطنت‌طلب: آشکارترین چهره‌های جنگ‌طلبی

اما آشکارترین و صریح‌ترین مخالفت با بیانیه ضدجنگ، از سوی رضا پهلوی و جریان سلطنت‌طلب صورت گرفت. رضا پهلوی در نشست «سی‌پک» در دالاس، علناً از ایالات متحده درخواست کرد کارزار نظامی خود علیه ایران را «تا رسیدن به نتیجه» ادامه دهد و کار را «یکسره» کند. او مداخله نظامی را با لفظ «مداخله بشردوستانه» توجیه می‌کرد؛ همان توجیهی که آمریکا برای بمباران عراق، افغانستان، لیبی و سوریه به کار برد.

شخصیت‌های زیادی از جمله سعید قاسمی‌نژاد، مشاور رضا پهلوی و شهرام خلدی، مدرس دانشگاه و فعال نزدیک به رضا پهلوی، بیانیه ضدجنگ را محکوم کردند.

شدیدترین دشمنی‌ها با بیانیه از طرف هواداران و فعالان سیاسی فضای مجازی سلطنت‌طلبان و احزاب راستگرای کردستان صورت گرفت که با ادبیات چاله‌میدانی به جنگ هواداران صلح و آزادی‌خواهان شتافتند.

این جریانها، که سال‌ها در پشت شعارهای «آزادی» و «مشروطه» پنهان شده بودند، در لحظه آزمون تاریخی، ماهیت واقعی خود را نشان دادند.

درس تاریخی: جنگ‌های آمریکا، درس‌هایی که نباید فراموش شوند

برای درک عمق خیانت این جریان‌ها، کافی است نگاهی به تجربه تاریخی مداخلات نظامی آمریکا در منطقه بیندازیم:

  • افغانستان ۲۰۰۱: دو دهه جنگ، صدها هزار کشته، میلیون‌ها آواره، بازگشت طالبان و توحش قرون وسطایی
  • عراق ۲۰۰۳: ویرانی کامل زیرساخت‌ها، صدها هزار کشته، ظهور داعش، و سرانجام واگذاری سرنوشت مردم آن کشور به مافیاهای ثروت و قدرت و مزدوران غرب
  • لیبی ۲۰۱۱: سقوط دولت، جنگ داخلی بی‌پایان، قاچاق انسان، فروپاشی اقتصاد و واگذاری سرنوشت مردم آن دیار به مزدوران خارجی و جهادی‌ها و غارتگران داخلی
  • سوریه ۲۰۱۱-اکنون: میلیون‌ها کشته و آواره، ویرانی شهرها، اشغالگری خارجی و سرانجام واگذاری سرنوشت مردم سوریه به جهادی‌های آدم‌کش جبهه نصره به رهبری محمد جولانی

این جنگ‌های بشردوستانه! علیه مردم آن کشورها بود. علیه زیرساخت‌هایشان، ثروت‌هایشان، آینده فرزندانشان. هر بار که آمریکا وارد کشوری شد، به بهانه «آزادی» و «دمکراسی»، آن کشور را به ویرانه‌ای تبدیل کرد که دهه‌ها طول می‌کشد بازسازی شود — اگر اصلاً بازسازی شود.

آیا این سرنوشتی است که «آزادی‌خواهان» حامی جنگ برای ایران می‌خواهند؟

ملاک شناسایی: کجا ایستاده‌اید؟

مهم‌ترین ملاک شناسایی جریانات و شخصیت‌های سیاسی این است که ببینیم در خصوص منافع مردم چه سیاستی را دنبال می‌کنند. نه شعارهایشان، نه ادعاهایشان، نه پوشش‌های رسانه‌ای‌شان. بلکه عمل آنها در لحظه‌های حساس تاریخی.

هر جریان سیاسی که از جنگ‌های بی‌پایان آمریکا و امپریالیسم غربی حمایت کند، دشمن منافع مردم است. این یک اصل ساده و انکارناپذیر است.

مخالفت‌ها با بیانیه ضدجنگ کنگره آزادی ایران، فرصتی طلایی برای مردم ایران و جهانیان فراهم آورد تا این جریان‌های ضد مردمی را شناسایی کنند؛ جریان‌هایی که با پوشش «دمکراسی» و «آزادی» و «مشروطه» و «ملی‌گرایی» و «ناسیونالیسم» و «کردستانی» ادعای خدمت به مردم ایران و کردستان می‌کنند، اما در عمل برای مردم ایران سرنوشت سوریه و لیبی و عراق و افغانستان را از آمریکا گدایی می‌کنند تا در پس نابودی ساختار سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کشور خود به قدرت و ثروت برسند.

فرجام سخن

بیانیه ضدجنگ کنگره آزادی ایران، هرچند با تأخیر صادر شد، اما یک گام مهم در مسیر مسئولیت‌پذیری سیاسی بود. این بیانیه نشان داد که هنوز نیروهایی در اپوزیسیون ایرانی هستند که به منافع مردم ایران پایبندند و حاضر نیستند برای رسیدن به اهداف سیاسی خود، کشور را به آتش جنگ بیفکنند.

اما واکنش مخالفان این بیانیه نیز درس بزرگی آموخت: مردم ایران باید مراقب باشند. مراقب کسانی که با پرچم «آزادی» وارد میدان می‌شوند اما در عمل «جنگ» می‌خواهند. مراقب کسانی که «منافع ملی» را فریاد می‌زنند اما «منافع امپریالیستی» را دنبال می‌کنند. مراقب کسانی که «مردم» را شعار می‌دهند اما «مردم» را قربانی می‌خواهند.

تاریخ نشان داده است که هرگاه مردم ایران به وعده‌های بیگانه اعتماد کردند، جز ویرانی و خسارت نصیبشان نشده است. این بار نیز باید بیدار باشیم. بیدار در برابر جنگ‌افروزان، بیدار در برابر مداخله‌گران، و بیدار در برابر کسانی که از درون، درهای وطن را به روی بیگانه می‌گشایند.

در حالی که تشنگان قدرت و ثروت، نابودی ساختار اقتصادی و اجتماعی ایرانیان را از آمریکا و اسرائیل گدایی می‌کنند، وظیفه هر انسان آزاده‌ای است که امپریالیسم و مزدوران داخلی‌اش را رسوا کند.

 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

آسیب‌شناسی کردستان ایران(پانتورک‌ها، ملی‌گرایانِ سُنَّتی کُرد، اسلام‌گرایانِ افراطی سُنّی)

تهران و کردستان، عمقِ استراتژیکِ همدیگر

"داگیرکەری ئێرانی، قاتڵی ڕۆڵەمانی" (اشغالگر ایرانی، قاتل فرزند مایی) شعار دمکرات-بارزانی علیه جنبش "زن، زندگی، آزادی"