جریان آپویی در کردستان ایران: فرود از سوسیالیسم و ژنولوژی به‌سوی ناسیونالیسم سنتی

 

جریان آپویی در کردستان ایران: فرود از سوسیالیسم و ژنولوژی به‌سوی ناسیونالیسم سنتی

 

جریان آپویی که سال 2012 در سوریه با شعار «زن، زندگی، آزادی» و فلسفه جامعه دموکراتیک کارنامه‌ای درخشان ثبت کرد[1]، اکنون در ماه‌های آغازین 2026 در کردستان ایران با تناقضی آشکار روبه‌روست. این تناقض نه صرفاً تاکتیکی، بلکه انحرافی استراتژیک از اندیشه‌های بنیادین عبدالله اوجالان است[2].

دوگانگی ساختاری پ.ک.ک

پ.ک.ک از ابتدای سال 2025 در ترکیه پروژه انتگراسیون (هم‌پیوستگی) هوشمندانه کردها با ملت ترک را پیش برده و از ناسیونالیسم کردی فاصله گرفته است. اما شاخه شرقی آن (پژاک) از ابتدای سال 2026 در ایران مسیری معکوس پیموده و به ناسیونالیسم صرف کردی روی آورده است. این دوگانگی نشان می‌دهد یا درک واحدی از اندیشه‌های اوجالان وجود ندارد یا انحرافی عمدی در جریان است.

واقعیت میدانی حاکی از این است که اکثریت ترک‌های ترکیه نژادپرست و کردستیز هستند و از نظر نژادی، فرهنگی، زبانی و تمدنی فاصله‌ای عمیق با کردها دارند. در حالی که فارس‌ها و سایر ایرانیان نه تنها کردستیز نیستند، بلکه از تاریخ، فرهنگ، تمدن، تبار و ریشه‌های زبانی مشترکی برخوردارند[3]. تا جایی که در سال 1401 شعار «زن، زندگی، آزادی» را سرلوحه مبارزات آزادی‌بخش خویش قرار دادند[4].

بررسی برنامه‌های آرین تی‌وی و نشریات پژاک طی سه‌ماهه نخست 2026 نشان می‌دهد این جریان کمتر از مفاهیم بزرگ انسانی چون سوسیالیسم، ژنولوژی، عدالت اجتماعی، خواهری و برادری ملت‌ها، جامعه آزاد و دموکراتیک سخن می‌گوید. اکنون گفتمان غالب این جریان، اتحاد با احزاب کردی علیه ایرانیان یا اتحاد ملیت‌های غیرفارس علیه فارس‌هاست – دقیقاً همان رویکردی که احزاب ناسیونالیست سنتی مانند حزب دمکرات کردستان دنبال می‌کنند.

 

 

فاصله از میراث روژاوا

تجربه روژاوا در سوریه نشان داد که پ.ک.ک قادر است فراتر از ناسیونالیسم عمل کند[5]. در کوبانی، این جریان با سیاست خط سوم، نه در کنار رژیم اسد و نه در کنار جهادی‌های وابسته به غرب، بلکه در مسیر جامعه دموکراتیک و برادری ملت‌ها ایستاد. این موضع‌گیری هزاران اینترناسیونالیست را از سراسر جهان جذب کرد و فلسفه جامعه دموکراتیک را تا آمریکای لاتین گسترش داد.

اما در کردستان ایران، همین جریان به جای تکرار این تجربه موفق، به سمت ناسیونالیسم صرف کردایتی حرکت کرده است. این انحراف نه تنها با اندیشه‌های اوجالان ناسازگار است، بلکه با دستاوردهای تاریخی خود جریان آپویی نیز در تضاد قرار دارد.

تناقض با جنبش «زن، زندگی، آزادی»

شعار «زن، زندگی، آزادی» که ریشه در فلسفه اوجالان دارد[6]، در سال 1401 بزرگ‌ترین انقلاب فکری و فرهنگی را در ایران رقم زد. این جنبش نشان داد که کردهای ایران و سایر ایرانیان در یک سطح تمدنی و آگاهی سیاسی قرار دارند. زنان ایران از سقز و سنندج تا تهران متحد شدند و زنجیرهای حجاب اجباری را پاره کردند[7].

اما پس از این دستاورد تاریخی، جریان آپویی در ایران به جای تعمیق این اتحاد فراقومی، به سمت تأکید بر تفاوت‌های قومی و ملی‌گرایی کردی حرکت کرده است. این رویکرد با روح جنبش «زن، زندگی، آزادی» ناسازگار است.

اتحاد با ناسیونالیست‌های سنتی

پژاک با ناسیونالیست‌های کردی متحد شده که «رسوبات یک قرن دشمنی ملت‌ها در خونشان جریان دارد». این اتحاد با احزابی که تاریخاً در خدمت الیگارشی کردایتی بوده‌اند، نشان می‌دهد جریان آپویی در خطر انحراف از چپ به راست قرار گرفته است.

دشمنی هیستریک با ملی‌گرایان ایرانی – که خود قربانیان استبداد داخلی و استعمار خارجی بوده‌اند – اشتباهی استراتژیک است. ناسیونالیسم آزاده ایرانی که در دوره مشروطه و دولت مصدق حامی حقوق اقوام و دموکراسی محلی بود[8]، متحد طبیعی کردهای آزادی‌خواه است، نه دشمن آن‌ها.

جغرافیای اتنیکی کردستان ایران بدترین بستر برای فدرالیسم یا استقلال بر مبنای قومیت است. در استان آذربایجان غربی، دوازده شهرستان از هفده شهرستان ترکیبی از ترک و کرد هستند[9]. هرگونه مرزبندی قومی در این جغرافیای موزائیکی، زمینه‌ساز جنگ‌های بی‌پایان خواهد بود.

تجربه نقده در سال 1358 نشان داد که چگونه پان‌ترک‌ها و پان‌کردها می‌توانند دو گروه اتنیکی را که دایی، خاله و خواهرزاده یکدیگر بودند، به جان هم بیندازند[10]. این زخم پس از دهه‌ها هنوز التیام نیافته است.

اهمیت حفظ میهن: آنچه ناسیونالیسم سنتی کردی ناتوان از درک آن است

حفظ سرزمین مادری کردها تنها در اتحاد با ایرانیان میسر است. جمعیت کردهای ایران حدود 16 میلیون نفر تخمین زده می‌شود و پراکندگی جغرافیایی آن‌ها از خوی و ماکو تا ایلام، لرستان و چهارمحال و بختیاری گسترده است[11]. بر اساس برآوردهای واقع‌بینانه، یک استقلال قابل‌تحقق نهایتاً می‌تواند حدود 20% از مناطق کردنشین ایران (محدوده اشنویه تا اورامانات) با جمعیتی در حدود 2 میلیون نفر را در بر بگیرد. این یعنی 80% باقی‌مانده سرزمین‌ها، که حدود 14 میلیون کرد را در خود جای داده‌اند، بیرون از مرزهای این دولت فرضی قرار می‌گیرند. کسب استقلال در محدوده 20% عملاً به معنای رها کردن و چشم‌پوشی از 80% دیگر است؛ این نه رهایی، بلکه سقوطی فاجعه‌بار است.

 

 

آلترناتیو: بازگشت به اصول اوجالان

تفاوت اصلی و بنیادین اندیشه اوجالان با بیشتر مکاتب سیاسی جهان و با همه دولت‌ها و سیاست‌مداران این است که سیاست را نه «بازی قدرت»، نه «دروغ و فریب» و نه «استفاده از هر وسیله‌ای برای رسیدن به هدف» می‌داند، بلکه سیاست را عین اخلاق می‌بیند[12]. به عبارت ساده و روشن: سیاست بدون اخلاق برای اوجالان اصلاً سیاست نیست؛ سیاست یعنی اخلاق اجتماعی عملی‌شده.

وی به جای «دولت-ملت» که بر پایه خون و زبان و مرز بنا شده، مفهوم «ملت دموکراتیک» را پیشنهاد می‌کند[13]؛ ملتی که نه بر اساس نژاد یا زبان، بلکه بر اساس ارزش‌های مشترک، شیوه مشترک اندیشیدن و زندگی داوطلبانه با هم شکل می‌گیرد.

سازماندهی سیاسی مورد نظر اوجالان سیستمی از پایین به بالا، با شوراهای محلی، خودمدیریتی، تصمیم‌گیری با اجماع، دموکراسی مستقیم، برابری جنسیتی واقعی، حفاظت از طبیعت و اقتصاد عدالت‌محور است[14].

بنا بر اصول بنیادین آپو، راه‌حل مسئله کردستان نه در انفصال و نه در یکسان‌سازی اجباری، بلکه در «وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت» است[15]. این همان فلسفه‌ای است که اوجالان در مفهوم «ملت دموکراتیک» ارائه کرده است.

نتیجه‌گیری

جریان آپویی در کردستان ایران در آزمایشی سخت قرار دارد. آیا درس‌های روژاوا را به کار می‌گیرد و دست دوستی به ایرانیان می‌دهد، یا در باتلاق ناسیونالیسم سنتی کردایتی غرق می‌شود؟

شواهد نشان می‌دهد این جریان از گذشته شکوهمند خود فاصله گرفته و در تنور جدایی ملت‌ها می‌دمد. این انحراف نه تنها با اندیشه‌های اوجالان ناسازگار است، بلکه خطری جدی برای آینده کردستان ایران محسوب می‌شود.

رسالت روشنفکران کرد، افشای این انحراف و بازگشت به اصول بنیادین جامعه دموکراتیک، خواهری و برادری ملت‌ها و عدالت اجتماعی است. تنها در این مسیر است که کردها می‌توانند هم میهن خود را حفظ کنند و هم به آزادی، رفاه و عدالت دست یابند.

در این راستا، ضروری است کردهای ایران به جای آویزان شدن به طناب پوسیده ناسیونالیسم فئودالی، با ملل هم‌جوار بر اساس برابری و عدالت اجتماعی متحد شوند. این اتحاد نه با پان‌فارس‌ها و نژادپرستان، بلکه با آزادی‌خواهان، روشنفکران و طبقه فرودست و متوسط فارس‌ها، ترک‌ها و سایر ایرانیان است که خود قربانیان همان سیستم ستمگری هستند.

پانوشت‌ها

  1. جوانرودی، مهدی، روژاوا: انقلاب فراموش‌شده، تهران، نشر نگاه معاصر، 1395، چاپ اول، ص 45-67.
  2. اوجالان، عبدالله، کنفدرالیسم دموکراتیک، ترجمه احمد رحیمی، استکهلم، انتشارات آپک، 1392، چاپ دوم، ص 23-28.
  3. ایزدی، مهرداد، کردها: تاریخ، فرهنگ و زبان، ترجمه ابراهیم یونسی، تهران، نشر نیلوفر، 1371، چاپ اول، ص 112-135.
  4. سازمان حقوق بشر ایران، گزارش جنبش زن، زندگی، آزادی در ایران، لندن، انتشارات سازمان حقوق بشر ایران، 1401، چاپ اول، ص 8-15.
  5. رستمی، کاوه، تجربه روژاوا: دموکراسی مستقیم در کردستان سوریه، سلیمانیه، نشر رنج، 1396، چاپ اول، ص 78-95.
  6. اوجالان، عبدالله، رهایی زندگی: انقلاب زنان، ترجمه لیلا فتاحی، قامشلو، انتشارات سرخیل، 1393، چاپ اول، ص 34-52.
  7. کمیته گزارشگران حقوق بشر، سرکوب اعتراضات مهسا امینی در ایران، تهران، انتشارات زیرزمینی، 1401، چاپ اول، ص 12-28.
  8. کاتوزیان، محمدعلی، اقتصاد سیاسی ایران: از مشروطه تا پایان سلسله پهلوی، تهران، نشر مرکز، 1387، چاپ هفتم، ص 234-256.
  9. مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن، تهران، انتشارات مرکز آمار ایران، 1395، چاپ اول، ص 89-102.
  10. والی، عباس، کردها و دولت در ایران: شکل‌گیری هویت کردی، ترجمه کاوه بیات، تهران، نشر ثالث، 1390، چاپ اول، ص 167-189.
  11. حسن‌پور، امیر، جمعیت‌شناسی کردهای ایران، تهران، مؤسسه مطالعات ملی، 1380، چاپ اول، ص 45-58.
  12. اوجالان، عبدالله، مانیفست تمدن دموکراتیک: جلد اول، ترجمه بهروز قره‌داغی، اربیل، نشر آراس، 1394، چاپ اول، ص 156-178.
  13. اوجالان، عبدالله، اندیشه سیاسی عبدالله اوجالان: کردستان، انقلاب زنان و کنفدرالیسم دموکراتیک، ترجمه سیامند حاجی‌پور، دهوک، انتشارات بهار، 1396، چاپ اول، ص 89-112.
  14. بوک‌چین، موری، انقلاب بعدی: مجامع مردمی و وعده دموکراسی مستقیم، ترجمه رضا ملکی، تهران، نشر اختران، 1394، چاپ اول، ص 67-84.
  15. تکس، مردیت، جاده‌ای پیش‌بینی‌نشده: زنان در مبارزه با دولت اسلامی، ترجمه شیرین نوبری، سلیمانیه، نشر وارته، 1395، چاپ اول، ص 123-145.

 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

آسیب‌شناسی کردستان ایران(پانتورک‌ها، ملی‌گرایانِ سُنَّتی کُرد، اسلام‌گرایانِ افراطی سُنّی)

تهران و کردستان، عمقِ استراتژیکِ همدیگر

ڕۆژهەڵاتی کوردستان لە بەر دەم سێ مەترسی دا (پانتورک، ڕاستی سوننەتی کوردایەتی ، ئیسلامی سیاسی سوننەی بناژۆخواز)