نقش علی، منتقم و عمر قاضی در ترور زنده‌یاد صلاح شمس برهان

 

نقش علی قاضی، منتقم و عمر قاضی در ترور صلاح‌الدین شمس برهان


     

دانلود نسخه👈 PDF       

                                       

زندگی و فعالیت‌های سیاسی کاک صلاح‌ شمس برهان

کاک صلاحِ‌ شمس برهان در سال ۱۳۲۵ (۱۹۴۶ میلادی) در روستای کولیجه از توابع مهاباد، در خانواده‌ای زمین‌دار و صاحب‌نفوذ مذهبی و اجتماعی به دنیا آمد. او از نوادگان شیخ شمس‌الدین برهان بود.

وی تحصیلات متوسطه خود را در تبریز به پایان رساند و سپس برای ادامه تحصیل به آلمان رفت. در آنجا به کنفدراسیون دانشجویان ایرانی پیوست و مبارزات خود علیه امپریالیسم و ارتجاع را با فعالیت‌های آگاهی‌بخش و بسیج جوانان آغاز کرد.

رژیم شاهنشاهی  کاک صلاح  را غیابی به اعدام محکوم کرد. وی، به عنوان یک انقلابی چپ‌گرا با گرایش به اندیشه‌های مائو، به سازمان انقلابیون کمونیست پیوست؛ این سازمان یکی از دو جریان تشکیل‌دهنده اتحادیه کمونیست‌های ایران بود.

با اوج‌گیری مبارزات مردمی در سال‌های ۱۳۵۶-۱۳۵۷، او به کردستان بازگشت و ارتباطات گسترده‌ای با افراد و جریان‌های مترقی، و همچنین مبارزان کردستان عراق برقرار کرد. قابلیت‌های او باعث شد به سرعت به عنوان رهبری در مبارزات دهقانان و زحمتکشان کردستان ظاهر شود.

در سال ۱۳۵۸، او و یارانش کار بسیج و سازمان‌دهی دهقانان را آغاز کردند و جنبش دهقانی را حول شعار مصادره زمین‌های خان‌ها و فئودال‌های منطقه هدایت نمودند. او به همراه رفقای جان‌باخته‌اش مانند فؤاد مصطفی سلطانی، اسماعیل (پیروت محمدی) و یحیی خاتونی، طرح ایجاد اتحادیه‌های دهقانی را پیش برد. همچنین در همان سال، تشکیلات پیشمرگان زحمتکشان را در کردستان بنیان نهاد.[1]

کاک صلاح به وضوح عمق مناسبات عقب‌مانده در روستاهای کردستان را می‌دید و اعتقاد داشت که بدون از بین بردن این مناسبات کهن و حل مسئله ارضی، خودمختاری بی‌معنا خواهد بود. بنابراین، از نوعی خودمختاری دفاع می‌کرد که بتواند دهقانان را از ستم نیمه‌فئودالی رها سازد.[2]

علت و چگونگی ترور صلاح‌ شمس برهان

علی قاضی (پسر قاضی محمد) و صلاح‌الدین شمس برهان هر دو افزون بر پانزده سال در آلمان اقامت داشتند.

علی قاضی در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ شمسی، تحت عنوان وابسته بازرگانی سفارت ایران در برلین، از کارمندان ساواک رژیم شاهنشاهی بود. یکی از مأموریت‌های او مدیریت برگزاری مراسم استقبال از محمد رضا شاه در سفر به آلمان و برهم‌زدن تظاهرات ایرانیان مخالف شاه بود.

در مقابل، شمس برهان از رهبران فعال کنفدراسیون دانشجویان ایرانی بود و مبارزات و تظاهرات ضد شاه را رهبری می‌کرد.

پس از انقلاب ۱۳۵۷، علی قاضی قصد داشت با استفاده از سرمایه سیاسی پدرش (قاضی محمد) به مهاباد بازگردد و کرسی دبیرکلی حزب دمکرات کردستان ایران را تصاحب کند.

کاک صلاح شمس برهان در چند سخنرانی و تجمع در مهاباد، علیه علی قاضی افشاگری کرد تا مردم از کارنامه او آگاه شوند.

علی قاضی در سال ۱۳۵۸ از آلمان به عراق مهاجرت کرد و منتظر فرصت مناسب برای بازگشت به مهاباد بود. اما در راه رسیدن به اهداف خود، با دو مانع بزرگ روبرو شد: کاک صلاح شمس برهان و دکتر عبدالرحمان قاسملو.

دکتر قاسملو از بلندپروازی‌های علی قاضی آگاه بود و پیشاپیش فرصت عضویت در حزب، پیشرفت و تبدیل شدن به رقیبی خطرناک را از او سلب کرده بود.

علی قاضی برای غلبه بر این دو مانع، نقشه‌های مختلفی طراحی کرد. برای کنار زدن دکتر قاسملو، طرح‌های زیر را به طور موازی پیش برد:

۱. او دو مهره مهم (عموزاده‌هایش عمر و منتقم قاضی) را در سطح رهبری حزب دمکرات داشت. عمر و منتقم وظیفه داشتند در سطح کادرها و کمیته مرکزی، شرایط تشکیلاتی حزب را برای تضعیف دکتر قاسملو و جانشینی علی قاضی فراهم کنند.

۲. در مهاباد، عمر و منتقم قاضی شخصی به نام عثمان خضرپور را برای مدیریت اجرایی امور و ارتباط اصلی با علی قاضی استخدام کردند. عمر و منتقم از طریق عثمان خضرپور، ده‌ها تن از جوانان مهاباد را اجیر کرده و به آنها پول و اسلحه دادند. مأموریت این مزدوران این بود که به صورت فردی با اسلحه اهدایی به نیروی پیشمرگان حزب دمکرات مهاباد(پیشوا) بپیوندند و ادعا کنند خودشان سلاح خریده‌اند تا در صف پیشمرگان خدمت کنند. به آنها توصیه شده بود منتظر دستورات علی قاضی بمانند تا در زمان مناسب، به عنوان بازوی نظامی نفوذی داخل حزب، برای جایگزینی علی قاضی به جای دکتر قاسملو اقدام کنند.

۳. علی قاضی در مناطق مرزی، به ویژه سردشت، افراد بانفوذ اجتماعی را جذب کرد و به آنها پول، اسلحه و مهمات داد تا در میان خویشاوندان خود تقسیم کنند و پایه‌های یک نیروی نظامی مستقل از احزاب دمکرات، کومله و غیره را بنیان بگذارند. برای مثال، به هر یک از محمد کاکه‌رش در میرآباد سردشت و ملا قادر اهل زوران سردشت، چهل قبضه تفنگ داد.

علی قاضی مأموریت حذف فیزیکی شمس برهان را نیز به عثمان خضرپور سپرد. عثمان دو بار اقدام به ترور کرد:

۱. در اوایل تیرماه ۱۳۵۹، عثمان خودرو کاک صلاح را که در کوچه مقابل خانه اجاره‌ای مهمانان او در تپه قاضی مهاباد پارک شده بود، بمب‌گذاری کرد. دقایقی پیش از سوار شدن کاک صلاح ، بمب منفجر شد و او جان سالم به در برد.

۲. عثمان با همکاری منتقم و عمر قاضی، دومین نقشه ترور را طرح‌ریزی و اجرا کرد. او سه تن از پیشمرگان نفوذی علی قاضی در داخل پیشمرگان حزب دمکرات را وارد نقشه کرد:

  • جمشید حسنی (شخصی لومپن و بدنام از محله سه‌آشان مهاباد؛ پس از خروج نیروهای حزب دمکرات و تسلط دولت بر مهاباد، تسلیم جمهوری اسلامی شد و در سال‌های بعد معتاد و علیل شد و درگذشت).
  • اسماعیل احمدی (فرزند وستا احمد و زهرا؛ او نیز تواب شد و شغل رانندگی اتوبوس درون‌شهری را برگزید؛ تا سال ۲۰۲۳ در قید حیات بود).
  • شخصی با نام خانوادگی مجیدی (او نیز تواب شد و تا سال‌های اخیر (۲۰۲۳) در ترمینال سواری‌های مهاباد به مسافرکشی به ارومیه مشغول بود).

در دوازدهم تیرماه ۱۳۵۹، دو تن از مارکسیست‌های ترکیه‌ای که از زندان ترکیه فرار کرده بودند، مهمان کاک صلاح شمس برهان بودند. او به همراه این دو نفر و دو مهمان خویشاوند به نام‌های ح.ش و ع.س، تا ساعت یک شب در خانه اجاره‌ای مخصوص مهمانان تشکیلات پیشمرگان زحمتکشان در تپه قاضی ماندند.

ساختمان اجاره‌ای مخصوص مهمان‌های کاک صلاح واقع در تپه قاضی مهاباد که تا زمان نگارش این مقاله (2025) هنوز پابرجاست (محل ترور کاک صلاح شمس برهان)

خانه برادر عثمان احمدی به نام استاد رشید گچ‌کار، در صد متری این خانه اجاره‌ای قرار داشت. عمر قاضی روز قبل، یک تفنگ کلاشینکف را به عثمان داد و او آن را به امانت به خانواده برادرش سپرد.

آن شب، سه تن از معاونان عثمان در یک سواری سبز متعلق به اسماعیل احمدی بودند. عثمان با مشروب و خوراکی از آنها در پارک مجاور هتل کوهستان پذیرایی کرد.

حدود ساعت یک و نیم شب، عثمان و سه همکارش با این سواری به نزدیکی خانه مهمانان شمس برهان رفتند. عثمان پیاده شد و سه همکارش در خودرو منتظر ماندند تا پس از عملیات، او را دور کنند.

عثمان از بالای دیوار حیاط وارد خانه برادرش شد، اسلحه را گرفت و بیرون آمد. او مخفیانه به مقابل در خانه اجاره‌ای صلاح شمس برهان رسید. یکی از مهمانان ترکیه‌ای او را از پشت پنجره دید، مشکوک شد و به کاک صلاح اطلاع داد.

هر پنج نفر (کاک صلاح شمس برهان، دو مهمان ترکیه‌ای و دو خویشاوند) بیرون آمدند و در کوچه‌های تنگ و تاریک اطراف به تعقیب عثمان پرداختند، غافل از اینکه او مسلح به کلاشینکف در گوشه ای تاریک، مجاور آن خانه به کمین نشسته بود.

دو تن از یاران شمس برهان، سواری با سه سرنشین را در ۵۰ متری خانه دیدند و مشکوک شدند. آنها سرنشینان را مورد پرس‌وجو قرار دادند. سرنشینان خود را پیشمرگان حزب دمکرات معرفی کردند: جمشید حسنی، اسماعیل احمدی و مجیدی.

عثمان در گوشه تاریکی کمین کرده بود. وقتی کاک صلاح بیرون آمد، او را شناسایی کرد و از فاصله چند متری یک رگبار گلوله کلاشینکف شلیک کرد. کاک صلاح از ناحیه گردن مجروح شد و در بیمارستان درگذشت.

سرنشینان سواری ادعا کردند ارتباطی با تیراندازی ندارند. به دلیل حضور دو مهمان کاک صلاح در کنار سواری، عثمان نتوانست به آنها بپیوندد و به تنهایی با پای پیاده فرار کرد.

سرنشینان سواری برای رفع شبهه، اعلام آمادگی کردند تا مجروح را به بیمارستان برسانند. آنها با همکاری مهمانان کاک صلاح، او را سوار خودرو کردند (راننده اسماعیل احمدی بود). یکی از مهمانان (ع.س) همراه شد و او را به بیمارستان مهاباد رساندند. سپس سه مهمان دیگر نیز به بیمارستان رفتند.

همان شب، عثمان خود را به خانه منتقم قاضی رساند. منتقم او را مخفی کرد و پس از چند روز، با کمک منتقم به عراق رفت و به علی قاضی پیوست.

علی قاضی مزد عثمان را پرداخت و او را به تهران فرستاد تا در امان بماند (بعدها مشخص شد خانه او در خیابان مولوی تهران بود و برادرش رشید خضرپور از مهاباد به دیدارش می‌رفت). عثمان خضرپور تا سال ۲۰۲۵ نتوانسته به مهاباد بازگردد.

سه سرنشین سواری توسط حزب دمکرات دستگیر شدند، اما مسئولان حزب (فتاح کاویان و حامد گوهری) پس از چند روز بدون قید و شرط آنها را آزاد کردند. دمکرات‌ها از حذف شمس برهان خوشحال بودند، زیرا او را رقیبی جدی می‌دیدند. کمیته تحقیق برای رسیدگی به ترور تشکیل شد، اما به دلیل کارشکنی‌های حزب دمکرات، ناکام ماند.

مصطفی، منتقم و علی قاضی در این عکس دیده می‌شوند (1359)

 

مصطفی، منتقم و علی قاضی در این عکس دیده می شوند(1359)


سرنوشت علی قاضی پس از ترور کاک صلاح

تحقیقات کمیته تحقیق و پیشمرگان زحمتکشان شمس برهان، سرنخ‌هایی از دیگر نقشه‌های علی قاضی برای کنار زدن یا حذف دکتر قاسملو آشکار کرد.

چند ماه بعد، با آشکار شدن بیشتر توطئه‌ها، دکتر قاسملو اقدامات زیر را انجام داد:

۱. ده‌ها نفوذی علی قاضی در نیروی پیشوای  پیشمرگان حزب دمکرات را شناسایی و اخراج کرد (از جمله سه معاون در قتل کاک صلاح شمس برهان).

۲. کسانی که از علی قاضی اسلحه و پول گرفته و نیروی مسلح تشکیل داده بودند (مانند محمد کاکه‌رش و ابراهیم حاجی) را بازخواست، خلع سلاح و نیروهایشان را منحل کرد.

۳. علی قاضی را بازداشت و در زندان دولتوی سردشت (مرز عراق) زندانی کرد. در بمباران این زندان توسط حکومت بعث عراق (خرداد ۱۳۶۰)، علی قاضی آسیبی ندید.

مینا خانم (همسر قاضی محمد و مادر علی قاضی) که در تهران اقامت داشت، در سال ۱۳۶۰ به روستای پاراستان سردشت رفت و مهمان خانواده کاک الله‌آغا محمدی شد. سپس به روستای نوآباد رفت و با دکتر قاسملو دیدار کرد.

در نتیجه این دیدار، دکتر قاسملو به صورت مشروط با آزادی علی قاضی موافقت کرد: علی قاضی پس از آزادی به آلمان بازگردد و هرگز به عراق یا کردستان ایران و عراق برنگردد.

علی قاضی و پارت آزادی کردستان (پاک)

در سال ۱۳۷۱ (۱۹۹۲ میلادی)، شخصی به نام سعید یزدان‌پناه تشکلی به نام «یه‌کیەتی شۆڕشگێڕان» (اتحادیه انقلابیون) را در کردستان عراق بنیان نهاد.

پس از مدتی، سعید یزدان‌پناه به دلیل مسائل اجتماعی مورد سوءقصد قرار گرفت و کشته شد. برادرانش حسین و سمکو کاندید جانشینی او بودند.

حسین و سمکو یزدان‌پناه در ابتدای انقلاب اسلامی از فعالان سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بودند، اما پس از انشعاب سازمان، تسلیم جمهوری اسلامی شدند و تواب گردیدند. حسین پس از مرگ سعید، به کردستان عراق مهاجرت کرد و جانشین او شد.

اتحادیه انقلابیون ابتدا با نظارت حزب دمکرات کردستان ایران و شخص دکتر صادق شرفکندی تشکیل شد، اما پس از مرگ شرفکندی در سال ۱۳۷۱، به یکی از زیرمجموعه‌های دستگاه جاسوسی پارت دمکرات کردستان عراق (پاراستن) تبدیل گردید.

این سازمان در اواسط دهه ۱۳۷۰، در اجرای دستورات پاراستن و میت ترکیه، گروه‌هایی را برای شناسایی و ردیابی گریلاهای پ.ک.ک مأمور کرد که منجر به کشته شدن تعدادی از آنها شد.

در سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸)، نیروهای این سازمان یکی از گریلاهای پ.ک.ک را به طرز فجیعی به قتل رساندند. در نهایت، گریلاهای پ.ک.ک به آنها حمله کردند، تعدادی را کشتند، تعدادی به داخل مرزهای ایران رفته و توسط نیروهای نظامی ایران بازداشت شدند و باقی‌مانده به منطقه تحت حاکمیت بارزانی فرار کردند.

در سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱)، این گروه با سرپرستی پارت دمکرات کردستان عراق (بارزانی) به پارت آزادی کردستان (پاک) تغییر نام داد. علی قاضی به رهبری افتخاری آن رسید، حسین یزدان‌پناه معاون اول و رهبر اجرایی شد.

بعدها علی قاضی به دلیل کهولت سن کناره‌گیری کرد و مسعود بارزانی رهبری مطلق را به حسین یزدان‌پناه سپرد.

تا زمان نگارش این متن (۲۰۲۵)، پارت دمکرات کردستان عراق و میت ترکیه تأمین مالی، تدارکاتی و نظامی سازمان پاک را بر عهده دارند.

ماهیت جناح راست سنتی کردستان به رهبری حزب موروثی خانواده بارزانی

پژوهش‌های تاریخ معاصر کردستان بدون شناخت دقیق ماهیت خاندان بارزانی، احزاب، جریان‌ها و شخصیت‌های وابسته به آن‌ها، همواره ناقص و ناتمام خواهد ماند. به همین دلیل، در این نوشتار نوری بر زوایای تاریک این جریان می‌تابانیم.

خاستگاه تاریخی- ریشه‌های تاریخی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این جریان به امیرنشین‌های سده‌های میانه کردستان، فئودال‌ها و سران عشایر بازمی‌گردد. در گذشته، طبقات فرادست کردستان با تأمین منافع یکی از قدرت‌های منطقه‌ای (عثمانی یا صفوی) حق سروری بر بخشی از کردستان را به دست می‌آوردند. وظایف اصلی‌شان عبارت بود از: تأمین حاکمیت دولت مرکزی، سرکوب شورش‌های محلی، جمع‌آوری مالیات، فراهم کردن نیروی جنگی و مرزبانی.

بارزانی‌ها با بهره‌گیری دقیق از همین استراتژی قدیمی، امارت موروثی خود را این بار زیر پوشش «ملی‌گرایی» بر بخشی از مردم کردستان عراق تحمیل کرده‌اند.

پایگاه اجتماعی- پایگاه اجتماعی کنونی این جریان شامل طبقات فرادست کردستان است: فئودال‌ها، سران عشایر، مزدوران حکومت‌های پیشین، سرمایه‌داران دلال، فرصت‌طلبان، قلم‌فروشان و همه کسانی که کاسب‌کاری آسان را به کار و تلاش پرزحمت ترجیح می‌دهند؛ همچنین بخش‌هایی از عوام‌الناس و کردهای کم‌سواد و فاقد آگاهی سیاسی.

کردهایی که شور «کوردایتی» دارند اما فاقد شعور ملی‌گرایی واقعی و بینش اجتماعی هستند، معمولاً به پیاده‌نظام بارزانی و احزاب وابسته تبدیل می‌شوند. کرد آگاه و دارای دانش سیاسی، در جغرافیای پیچیده کردستان (که نیمی از آن چندملیتی است) به دنبال دیوارکشی یا تحویل مناطق به رقبا و ایجاد حکومتی وابسته، واپس‌گرا و فئودالی در لباس کردی نیست.

این گروه‌ها ملی‌گرایی را کالایی تجاری می‌دانند و جامعه کرد را همچون رعایای خود می‌بینند. آن‌ها با حقوق شهروندی، اندیشه آزاد و عدالت اجتماعی تضاد بنیادین دارند. استراتژی‌شان دقیقاً برگرفته از امیرنشین‌های کرد سده‌های میانه است:

«تأمین منافع دولت‌های منطقه به بهای تضمین سلطه خود بر بخشی از مردم کردستان»

این جریان، مدافع منافع اقشار انگلی و ارتجاعی جامعه کرد است که رهایی ملی را فدای سهیم شدن در چپاول منابع کردستان با اشغالگران کرده‌اند.

همکاری استراتژیک با اشغالگران- همکاری خانواده بارزانی با دولت‌های اشغالگر کردستان در سرکوب خونین احزاب کرد در ایران، عراق، ترکیه و اخیراً سوریه، نه تصادفی و نه صرفاً تاکتیکی، بلکه اقتضای ذاتی و دائمی استراتژی آن‌هاست.

احزاب چهار بخش کردستان که تحت عنوان «دموکرات» فعالیت می‌کنند، اخوان‌المسلمین کردستان و سایر جریان‌های واپس‌گرا، بر پایه پایگاه طبقاتی، منافع اقتصادی و ماهیت سیاسی‌شان، زیرمجموعه پارت دموکرات خانواده بارزانی قرار دارند.

آن‌ها ملل همسایه را «دشمن» می‌خوانند، اما هرگاه منافع‌شان ایجاب کند، آماده اتحاد با حاکمان ستمگر این ملل هستند. هیچ‌یک از ارزش‌های انسانی — برابری زن و مرد، عدالت اجتماعی، پیشرفت اقتصادی، علمی، صنعتی و فرهنگی، شایسته‌سالاری، مردم‌سالاری و دموکراسی واقعی — در آرمان این احزاب جایی ندارد.[3]

این جریانات حافظ منافع طبقات انگلی، ارتجاعی و لومپن‌بورژوازی کردستان هستند. نهایت آرزوی‌شان این است که به جای فارس‌ها، عرب‌ها و ترک‌ها، خودشان بر کردهای منطقه سلطه یابند. این آقایان وارثان رؤیاهای امیرنشین‌های محلی کرد در دوران امپراتوری‌های عثمانی و قاجاری، اربابان و شیوخ عشایر گذشته‌اند که همان میراث فکری را با لایه‌ای ظاهری از مدرنیسم آراسته‌اند.

آن‌ها دشمن واقعی حکام فارس، ترک و عرب نیستند، بلکه رقیب آن‌ها در سلطه بر کردهای منطقه خود به شمار می‌روند. به عبارت دقیق‌تر، هدف‌شان رفع ستم ملی نیست، بلکه تغییر ستمگر از غیرکرد به کرد است (کپی‌برداری دقیق از مدل «کوردایتی» کردستان عراق در مناطق کردنشین سنی‌نشین ایران).

عیسا پژمان و نقش او در شعله‌ور کردن شورش ۱۹۶۱ کردستان عراق

 عیسا پژمان، کرد ساواکی اهل سنندج که سال‌ها در پاریس زندگی کرد و درگذشت، خود را تا آخر عمر شاه‌پرست معرفی می‌کرد و مجله «نما» را منتشر می‌نمود که در آن از شاه ایران دفاع می‌کرد.

بر اساس خاطرات و مصاحبه‌های او در کتاب «تندباد حوادث» (گفتگوی عرفان قانعی‌فرد با عیسی پژمان)، وی ادعا می‌کند نقش کلیدی در آغاز شورش بارزانی علیه عبدالکریم قاسم داشته است.

پژمان می‌گوید: روزنامه‌های عراقی در زمان قاسم به شاه حمله می‌کردند. من به‌عنوان نماینده ایران در عراق، از سوی شاه مأمور شدم اعتراض او را به قاسم برسانم. قاسم پاسخ داد که او مالک روزنامه نیست و من باید مستقیماً به تحریریه‌ها مراجعه کنم. او تأکید کرد که کودتایشان برای آزادی مطبوعات بوده، نه سانسور روشنفکران.

پژمان ادامه می‌دهد که این موضوع شاه را دوچندان خشمگین کرد، به‌ویژه آنکه توده‌ای‌ها (چپ‌های ایران) از قاسم حمایت می‌شدند و از اروپا بدترین مقاله‌ها را علیه «شاهنشاه آریامهر» منتشر می‌کردند. سپس به شاه پیشنهاد داد با تحریک ملا مصطفی بارزانی جنگی علیه قاسم به راه بیندازد.

پژمان ابتدا با ملا مصطفی بارزانی، ابراهیم احمد و جلال طالبانی دیدار کرد و آن‌ها را برای جنگ علیه قاسم متقاعد کرد. سپس با کمک اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و موساد، روابط بین قاسم و بارزانی را تیره کرد تا زمینه کودتای بعثی‌ها در فوریه ۱۹۶۳ فراهم شود.

او ادعا می‌کند ۱۰ هزار قبضه اسلحه و ماهانه ۵۰۰ هزار تومان برای بارزانی ارسال میکردند. همچنین در  انجمن‌های دانشجویی کرد در اروپا نقش داشت و با کمک احمد قاسملو (برادر عبدالرحمان قاسملو که خود مأمور ساواک بود) گروه‌های کرد ایرانی و عراقی را از هم جدا کرد.

پژمان از دیدار با کامران بدرخان نیز سخن می‌گوید و اینکه برای همکاری با شاه، درخواست‌هایی مانند عفو سه محکوم به اعدام (غنی بلوریان، عزیز یوسفی، محمد‌علی عمویی) و انتشار روزنامه کردی در ایران مطرح کرد. شاه پذیرفت، اما روزنامه «کردستان» تنها به مسائل دینی محدود ماند و بعدها توزیع آن در کردستان ایران ممنوع شد.[4]

بارزانی‌ها طی ۷۰ سال گذشته، در رقابت با دیگر جریانات سیاسی کرد، همواره حمایت یکی از دولت‌های ترکیه، ایران یا عراق را پشت سر داشته‌اند. در این مسیر حتی از قربانی کردن احزاب متحد خود در ایران و ترکیه ابایی نداشته‌اند:

  • به دستور میت ترکیه، رهبران حزب دموکرات کردستان ترکیه (سعید آلچی، دکتر شوان و یارانشان) که مهمان بارزانی بودند، در ۱۹۷۱ به قتل رسیدند.
  • رهبران حزب دموکرات کردستان ایران (سلیمان معینی، اسعد خدایاری، صدیق انجیری، ملا رحیم ویردی، قادر شریف) نیز در دهه ۱۹۶۰ قربانی سیاست ملا مصطفی بارزانی شدند.
  • در ۱۹۷۸، رهبران اتحادیه میهنی کردستان عراق (دکتر خالد، حسین باباشیخ ایزدی و علی عسکری) به همراه ۷۰۰ پیشمرگه دیگر توسط بارزانی‌ها کشته شدند تا رضایت میت ترکیه، ساواک و دولت عراق جلب شود.
  • در دوره «قیاده موقت»، صدها پیشمرگه دموکرات و کومله به قتل رسیدند و بخش‌های وسیعی از کردستان ایران برای جمهوری اسلامی پاکسازی شد.

این تاریخ خونین نشان می‌دهد که جریان بارزانی بیش از آنکه مدافع حقوق کرد باشد، مدافع حفظ قدرت موروثی و منافع طبقاتی خود است.

کوردایَتی فئودال - عشیره‌ای از زبان عبدالله پشیو

عبدالله پَشیو شاعر و اندیشمند کردستان عراق با زبان طنز سیستم کوردایتی فئودالی را چنین توصیف کرده است:

https://youtu.be/oyPcDIUb2pI?si=qIDJBzH6x117haok

دێوەره و که‌ر (دێوەره= فروشنده دوره گرد روستاها) و (که‌ر= خر)[5]

دێوەرە و کەر

دێوەرەیەک بە سواری کەر،

ڕێیەکی دووری گرتە بەر،

نەیهێڵا کەر بدات بێنێ،

تا ڕێیان کەوتە بژوێنێ.

کەر کە بینیی وا لەو ناوە

گیاوگۆڵ سەری پێوەناوە،

میوانی گەورەی سروشتە،

نە خێو، نە باری لە پشته،

بە زەڕەزەڕ، بە غارەغار،

دنیای هەموو کردە بەهار.

لەپڕ خاوەن کەری زۆرزان

هەستی کرد وا لەودیو تەلان

هەرا و هۆریا و دەنگەدەنگە،

ئیتر زانیی کاری لەنگە!

گوتی: کەرە گیان، گوێ بگرە،

ئەو دەنگە دەنگی ڕێگرە!

هەتا زووە با بارت کەم

لە ڕێگران ڕزگارت کەم.

کەر دایە قاقای پێکەنین...

گوتی: قوربان، هاوڕێی شیرین!

بارەکەم لە خۆت بار کە

هەتا زووە خۆت ڕزگار کە.

کە من کەر بم، بارەبەر بم

کورتان لە پشت، هەشبەسەر بم

فەرقی چییە؟ دەرد هەر دەردە،

«کەری تۆ بم، یا هی جەردە!»

 

پانوشت‌ها و ارجاعات:


[1] - اقتباس و تلخیص از سایت جنبش دانشجویی در خارج از کشور (کنفدراسیون)

https://cisnu.com/%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86/#

 

[2] - سایت جنبش دانشجویی در خارج از کشور (کنفدراسیون)

https://cisnu.com/%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86/#

 

[3] - مقایسه آمار قتل‌های ناموسی ایران و کردستان عراق طی سه دهه اخیر

در تمام ایران 86 میلیونی طی سه دهه گذشته تعداد قتل‌های ناموسی زنان حدود 12000 تن برآورد شده است.

 درصورتی‌که طی مدت مشابه در کردستان عراق پنج‌میلیونی تحت حاکمیت بازرگانان ملی‌گرایی و فدرالیسم کُردی بیش از 20000 زن توسط خانواده‌هایشان به قتل رسیده‌اند.

 در بیشتر شهرهای کردستان عراق گورستانی مخصوص به این قربانیان اختصاص‌داده‌شده است. البته در حدود ٪۹۰ موارد جهت حفظ آبروی خانواده‌ها این مرگ‌ها تحت عناوین خودکشی٬ خفگی با گاز٬ ایست قلبی، سکته مغزی و تصادف اعلام‌شده‌اند.

[4] - عیسا پژمان: کتاب «تندباد حوادث» — گفتگوی عرفان قانعی‌فرد با عیسی پژمان (نماینده شاه و ساواک در عراق و کردستان).

[5] - فەرهەنگۆک:

 دێوەرە: دەسگێڕ، چەرچی، دەسفرۆشی گەڕۆکی لادێ

خێو: خاوەن، ماخۆ، خودان

ته‌لان: هەوراز، زوورگ و هەڵەت، گرد

جه‌ردە: چه‌ته، ڕێگر، که‌سێکه ڕێگا به خهڵک بگرێ و به زۆر ڕووتی کاته‌وە      

[3] - عیسا پژمان و بزوتنەوەی 1961 ی کورد

عیسا پژمان: من شۆڕشی کوردم هه‌ڵگیرساند و، خۆشم کوژاندمه‌وه عیسا پژمان، کوردێکی ساواکی خه‌ڵکی شاری سنه‌یه، له شاری پاریسی ژیاوه‌و و مردوه. عیسا پژمان تا مردن وه‌ک شاپه‌رستێک خۆی ناساندوه‌و، مانگنامهٔ "نما" ی ده‌رکردوه، له‌و مانگنامه‌دا عیسا پژمان داکۆکیی له شای ئێران کردوه.

 عه‌بدولکه‌ریم قاسم، که به ڕه‌گه‌ز کوردی فه‌یلییه، که‌سێکی مرۆڤدۆست و نیشتیمانپه‌روه‌ر و دژ به ئیپریالیزمی جیهانی بوو، له‌هه‌مانکاتیشدا، له ئێران دکتۆر محمه‌د موسه‌ده‌ق، هه‌مان بیروڕای هه‌بوو. قاسم وه‌ک کوردێک، پاشان وه‌ک ئازادیخوازێک هه‌وڵی ده‌دا، کێشهٔ کورد چاره‌سه‌ر به کات، به‌ڵام ئه‌وه ئیمپریالیزمی جیهانی و موسادی ئیسرائیلی بوون، نه‌یان هێشت ئه‌و دوو که‌سایه‌تیهٔ گه‌لانی خۆرهه‌ڵاتی ناوه‌ڕاست به ئاوات بگه‌یه‌ن، ئه‌وه بوو به پێی دانپیانانی خۆیان ئیمپریالیزمی جیهانی و ئیسرائیلی خودی به‌عسییه‌کان و شاپه‌رسته‌کانیش، قاسم و مسه‌ده‌قیان ڕوخاند و شای ئێرانیان هێنایه‌وه بۆ ئێران، هه‌روه‌ها سه‌دام حوسێنیشیان له عێراق کرد به سه‌رۆک.

عیسا پژمان له بیره‌وه‌رییه‌کانیدا ئه‌ڵێ: ڕۆژنامه‌کانی عێراقی له‌سه‌رده‌می عه‌بدولکه‌ریم قاسمدا هێرشی زۆریان ده‌کرده سه‌ر شا، ئه‌و کاته‌ش من له عێراق نوێنه‌ری ئێران بووم، شا ڕایسپاردم ‌ بچمه لای عه‌بدولکه‌ریم قاسم و ناڕه‌زایی شای پێڕابگه‌یه‌نم. عیسا پژمان ئه‌ڵێ: کاتێک چووم و گله‌ییه‌کانی شام به قاسم ڕاگه‌یاند، قاسم گوتی: خۆم من خاوه‌ن ستافی ڕۆژنامه نیم، بچۆ لای ستافی ڕۆژنامه‌کان گله‌یی خۆتیان پێبگه‌یه‌نه، هه‌روه‌ها ئێمه‌ش بۆیه کۆده‌تامان کرد، تا سانسۆر له‌سه‌ر ڕۆژنامه‌کان هه‌ڵبگیردرێت، ئێمه کۆده‌تاشمان بۆ ئازادیی ڕۆژنامگه‌ری کردووه، نه‌ک بۆ ده‌مکوتی ڕۆشنبیران.

 عیسا پژمان ئه‌ڵێ: شا دوو هێندهٔ دیکه ڕقی له قاسم هه‌ڵده‌ستێ، ئه‌وه جگه له‌وه‌ش ئه‌و سه‌رده‌مه توده‌ییه‌کان (چه‌په‌کانی ئێران) له لایه‌ن قاسمه‌وه پشگیریان لێده‌کرا، ئه‌وانیش له ئه‌وروپاوه خراپتریان دژی شاهنشاه ئاریا میهر ده‌نووسی. عیسا پژمان ئه‌ڵێ به‌شام گوت: قوربان ئه‌گه‌ر حه‌ز بکه‌یت، من ده‌توانم شه‌ڕێک بۆ قاسم دروست بکه‌م هه‌وڵی ڕوخاندنی بده‌م. ئه‌ڵێ: شا فه‌رمووی چۆن؟ عیسا: من ده‌توانم قوربان له ڕێگای مه‌لا مسته‌فا سه‌رقاڵی بکه‌م. شافه‌رمووی چۆن، ئێمه دوێنێ هاوڕێکانی مه‌لا مسته‌فامان له سێداره‌دا، چۆن ئه‌و باوه‌ڕمان پێده‌کات؟ عیسا ده‌ڵێ: قوربان تۆ ئیزن بفه‌رموو، ده‌ستم واڵا به که زۆر ئاسانه، که‌مێک پاره‌م بۆ دانێ، له‌گه‌ڵ 10000 بڕنه‌و، خۆ سه‌ربازه‌کانمان، ئیتر ئه‌و بڕنه‌وانه به‌کار ناهێنن، ئه‌و بڕنه‌وانه له ئه‌مباره‌کاندا که‌وتون، خه‌ریکه هه‌موو ده‌ڕزێن.

 عیسا پژمان ده‌ڵێ: له پێشدا چاوم به مسته‌فا به‌رزانی و ئیبراهیم ئه‌حمه‌د و جه‌لال تاڵه‌بانی که‌وت، له‌یه‌کتر تێگه‌یشتین و هه‌موو ڕازی بوون، که شه‌ڕ دژی قاسم بکه‌ن،، پاشان یه‌ک دوو بابه‌تم له ڕۆژنامه‌کانی عێراقدا بڵاو کرده‌وه، ئیتر نێوان قاسم و به‌رزانیم تێکدا. (بێگومان ئه‌مه به هاوکاریی هه‌واڵگریی ئه‌مریکی و به‌ریتانی و مۆسادی ئیسرائیلی بووه بۆ دورخستنه‌وهٔ بارزانی له قاسم له به‌غدا و رێخۆشکردن بۆ کوده‌تای به‌عسیه‌کان له شوباتی 1963 دا.

 عیسا پژمان ده‌ڵێ: من شه‌ڕی نێوان قاسم و به‌رزانیم هه‌ڵگیرساند، ڕێشکه‌وتین که مانگانه 500000 تومان بنێرین بۆ مسته‌فا به‌رزانی، له‌گه‌ڵ 10000 بڕنه‌و. پاشان من (حسین مه‌نسووری) م له جێگهٔ خۆم دانا، خۆم گه‌ڕامه‌وه بۆ ئێران، چونکه ده‌بێت به کارێک بچم بۆ ئه‌وروپا، بۆ ناو کورده‌کانی ئه‌وروپا. کورده‌کانی ئێران و عێراق له سه‌ره‌تادا یه‌ک کۆمه‌ڵی خوێندکاری کوردیان هه‌بوو، به یارمه‌تی ئه‌حمه‌د قاسملو، که برای عه‌بدولڕه‌حمان قاسملو بوو، ئه‌حمه‌د ئه‌و کاته ساواکیی بوو، توانی نێوان کورده‌کانی ئێران و عێراق تێک به دات، وای کرد هه‌ر کامیان کۆمه‌ڵه‌یه‌کی تایبه‌ت به‌خۆیان دروست کرد، ئه‌مه بووه هۆی ئه‌وهٔ کۆمه‌ڵه‌کهٔ کرد به دوو به‌شه‌وه، ته‌نانه‌ت نێوان کوردکانی عیراقیشی کرد به دوو به‌شه‌وه (کۆمه‌ڵهٔ جه‌لالی و کۆمه‌ڵهٔ مه‌لایی.

 دیسان عیسا پژمان ده‌ڵێ: کاتێک گه‌یشتمه ئه‌وروپا، ئاگاداریان کردم، که کامه‌ران به‌درخان چووه به‌گژ عه‌بدولڕه‌حمان قاسملۆداو پێی گوتوه تۆ مرۆڤێکی ناپاکیت، نێوان کورده‌کان تێک ده‌ده‌یت. قاسملۆش له وه‌ڵامدا پێی گوتووه: قوربان ئه‌وه من نیم ئه‌وه ئه‌حمه‌دی برامه. ئیتر منیش دانیشتنم له‌گه‌ڵ کامه‌ران به‌درخاندا ڕێکخست، پێم گووت: ئێمه و شا هه‌ردوکمان ئارین وخزمی یه‌کترین، بۆیه به به اشتری ده‌زانم، که ئێمه کار بۆ شای ئێران بکه‌ین، نه‌ک عه‌ره‌ب و تورک.

 عیسا پژمان ئه‌ڵێ: کامه‌ران به‌درخان وه‌ڵامی دامه‌وه وتی: باشه بۆ نا، به‌ڵام ئه‌گه‌ر ڕاست ده‌که‌ن دواکاریمان هه‌یه، بۆمان جێبه‌چی بکه‌ن تا هاوکاریتان بکه‌ین. عیسا پژمان ده‌ڵێ: منیش وتم فه‌رموون داواکارییه‌کانتان چیه؟ کامه‌ران به‌درخان وتی: یه‌که‌میان 3 که‌سمان چاوه‌ڕوانی په‌تی سێداره ده‌که‌ن، سزای له سێداره‌دانیان هه‌ڵگرن، ئه‌و سیانه‌ش ئه‌مانه‌ن: (غه‌نی بلوریان، عه‌زیز یوسفی، حه‌مه عه‌لی عه‌مۆی. دووه‌م داواکاریمان ئه‌وه‌یه، که ڕۆژنامه‌یه‌کی کوردی له ئێران ده‌ربکه‌ن.

عیسا پژمان له وه‌ڵامدا ده‌ڵێت: من باوه‌ڕ ده‌که‌م، که جه‌ناب عالی داواکاریه‌که‌تان قبوڵ ده‌کات، ئیشا الله.

پاش ئه‌وهٔ عیسا پژمان چاوی به شا ده‌که‌وێت و داخوازیه‌کهٔ کامه‌ران به‌درخان بۆ شا به‌یان ده‌کات، شا ڕازی ده‌بێت و فه‌رمان ده‌دات که ڕۆژنامه‌یه‌کی کوردی ده‌ربکرێت، به‌ڵام له ژێر چاودیڕێ ساواکدا بێت.

 ئه‌و سێ که‌سه‌کهٔ به سێداره‌دان حوکم درابوون بۆیان ده‌که‌ن به زیندانی هه‌تا هه‌تایی. دوای ئه‌وه ڕۆژنامه‌یه‌کیش ده‌رده‌که‌ن به ناوی (کوردستان)، به‌ڵام جگه له بابه‌تی ئاینیی، ڕێگه ناده‌ن،‌ هیچ باسێکی دیکهٔ وه‌ک کۆمه‌ڵایه‌تیی و سیاسیی تێدا بڵاو بکه‌نه‌وه. شوکروڵای بابانیش ئه‌و کاته ساواکی ده‌بێت، ئه‌و خۆی ئه‌ڵێ: (ساواکی بوون جێی شانازیبوونه، چونکه ئه‌و کاته هه‌موو که‌س نه‌یده‌توانی بێت به‌ساواک، مانگانه 300 تومه‌نمان وه‌رده‌گرت). ئه‌حمه‌د موفتی زاده پارهٔ وه‌رنه‌گرت، ئه‌و ته‌نها خه‌ریکی وه‌رگێڕانی (هه‌زار شه‌و یه‌ک شه‌وه) بوو، هه‌روه‌ها بابه‌تی ده‌بارهٔ نوێژ و ڕۆژوو بڵاو ده‌کرده‌وه، کاتێکیش ئه‌حمه‌دی مفتی زاده زانی له‌لایه‌ن ساواکه‌وه به‌ڕێوه ده‌چێت، ئه‌و وازی هێنا، ئیتر هیچی بۆ ڕۆژنامه‌که نه‌نووسی. هه‌روه‌ها پاش ده‌رچوونی یه‌ک دوو ژماره، ساواک نه‌یده‌هێڵا ڕۆژنامه‌که،‌ له‌کوردستانی ئێران بڵاوبێته‌وه، هه‌موویان کۆده‌کرده‌وه و ده‌یاننارد بۆ کوردستانی عێراق.

سه‌رچاوه: تندباد حوادث گفتگوی عرفان قانعی فرد با عیسی پژمان - نماینده شاه و ساواک در عراق ڕه‌شه‌بای ڕووداوه‌کان گفتوگۆی عیرفان قانعی فرد له‌گه‌ڵ عیسا پژمان نوێنه‌ری شا و ساواک له عیراق و کوردستان

[4] - کردهایی که شور کوردایتی دارند؛ ولی فاقد شعور ملی‌گرایی واقعی بوده و دچار فقر دانش و بینش اجتماعی هستند، معمولاً تبدیل به پیاده‌نظام بارزانی و احزاب وابسته‌اش می‌شوند. کُردی که دانش و بینش سیاسی داشته باشد٬ بعید است در جغرافیای سیاسی کردستان که نیمی از آن دو یا چندملیتی است٬ بخواهد با دیوارکشی مسئله ملی را حل کند و یا مانند کردستان عراق این مناطق را تحویل رقیب دهد و بر نیمه باقیمانده حکومتی وابسته، واپس‌گرا، فئودالی و ستمگر در لباس کردی برقرار کند.

[5] - بارزنی‌ها طی 70 سال گذشته در رقابت با احزاب و جریانات سیاسی دیگر همواره حمایت یکی از دولت‌های ترکیه، ایران و عراق را بر سر خویش داشته‌اند.

در این راه حتی از قربانی کردن احزاب متحد برادرِ خود در ایران و ترکیه فروگذاری نکرده‌اند. چنان‌که به دستور میت ترکیه رهبران حزب دمکرات کردستان ترکیه سعید آلچی، دکتر شوان و همراهانشان که درواقع مهمان و همکار بارزانی بودند، به قتل رساندند. (1971)

رهبران حزب دمکرات کردستان ایران (سلیمان معینی، اسعد خدایاری، صدیق انجیری، ملا رحیم ویردی، قادر شریف) نیز در دهه 1960 میلادی قربانی این استراتژی ملامصطفی بارزانی شدند.

 بارزنی‌ها در سال 1978 رهبران اتحادیه میهنی کردستان عراق (دکتر خالد، حسین بابا شیخ ایزدی و علی عسکری) را به همراه 700 پیشمرگ دیگر به قتل رساندند و موجبات رضایت و خشنودی میت ترکیه، ساواک ایران و دولت عراق را فراهم ساختند.

 در دوره قیاده موقت صدها تن از پیشمرگان دمکرات و کومله را به قتل رسانده و بخش وسیعی از کردستان ایران را برای دولت جمهوری اسلامی پاک‌سازی کردند

خیانەتەکانی قیادەی مووقەت بە نەتەوەی کورد

                      نوسەران:عەبدولا حەسەن زادە- دوکتور قاسملو
لە بڵاوکراوەکانی ئینتشارات و تبلیغاتی کۆمیتەی ناوەندی حیزبی دیموکراتی کوردستانی ئێران    ١٦/9/١٩٨١ - ٢٥/٦/١٣٦٠

فیلمی دێکۆمەنتاری جاشایەتی قیادەی موەقەت لە ڕۆهەڵات (١٩٨١)

https://youtu.be/NDApxbq_UAo?si=0UPniwwcZp_ZuEkT

زایەڵەی زاگرۆس گفتوگۆکردن لەسەر قیادە مۆقەتە 2024 -7 -17

[6] -

[7] - مقایسه آمار قتل‌های ناموسی ایران و کردستان عراق طی سه دهه اخیر

در تمام ایران 86 میلیونی طی سه دهه گذشته تعداد قتل‌های ناموسی زنان حدود 12000 تن برآورد شده است.

 درصورتی‌که طی مدت مشابه در کردستان عراق پنج‌میلیونی تحت حاکمیت بازرگانان ملی‌گرایی و فدرالیسم کُردی بیش از 20000 زن توسط خانواده‌هایشان به قتل رسیده‌اند.

 در بیشتر شهرهای کردستان عراق گورستانی مخصوص به این قربانیان اختصاص‌داده‌شده است. البته در حدود ٪۹۰ موارد جهت حفظ آبروی خانواده‌ها این مرگ‌ها تحت عناوین خودکشی٬ خفگی با گاز٬ ایست قلبی، سکته مغزی و تصادف اعلام‌شده‌اند.

یکی از گورستان‌های زنان قربانی سیستم فئودال - عشیره‌ای کردستان عراق







 اسامی تعدادی از روزنامه نویسان و فعالین پ ک ک که با نظارت مستقیم میت ترکیه در 1997 توسط  بارزانیها در اربیل قتل عام شدند.



پیام تبریک رهبران حزب دمکرات به اردوغان



خاندان فئودال عشیره بارزانی در رویای تولید یک میرنشین وابسته به کشورهای منطقه به رهبری مسعود بارزانی



در تابستان 2014  تعداد 15000 پیشمرگه  حزب دمکرات بارزانی در مقابل یورش 500 داعشی بدون شکلیک یک تیر تفنگ شنگال و مردمان ایزدی آن دیار را به سپاه وحشی داعش واگذار کردند . در نتیجه 6300 زن و دختر ایزدی به بردگی جنسی داعش گرفتار شدند.


مسعود بارزانی در روزنامه دیلی نیوز ترکیه اقرار می کند که سه هزار نیروی خود را در جنگ نیابتی ترکیه علیه پ ک ک از دست داده است.


کردستان عراق پس از 33 سال حاکمیت سیستم فئودال عشیره ای صدها سال به عقب بازگشته است و بسیار محتمل است که افغانستانی دیگر در این دیار متولد شود

دو شاعر ملی جمهوری خودمختار مهاباد که در نهایت یکی به شاعر دیوانخانه عشیره بارزانی تبدیل شد و دیگری تا آخرین نفس شاعر ملی باقی ماند



شکاف عظیم طبقاتی در سایه حاکمیت کردایتی فئودال عشیره ای به گونه ای که 5% طبقه فرادست کردستان عراق توانسته اند بر 90%  اقتصاد کردستان را به انحصار خود در آورند.



دهه 1980 میلادی که خاندان بارزانی در کردستان ایران نقش بازوی نظامی ایران در سرکوب و پاکسازی احزاب دمکرات و کومله  را برعهده داشتند.  در آن زمان به قیاده موقت مشهور بودند.  حزب دمکرات کردستان ایران عنوان پاسدار موقت را به آنها داده بود.



آقای دلشاد رسولی از اعضای 11 نفره بنیانگذاران سازمان احیای کرد(ک ژ کاف) در دهه 1960 در کردستان عراق به دستور ساواک و ملا مصطفی بارزانی دستگیر و اعدام شد.

قاتل و مقتول- ملا مصطفی بارزانی به دستور ساواک کاک سلیمان معینی را دستگیر و اعدام کرده و جسد وی را به ساواک تحویل داد 1968

کاک صدیق انجیری آذر از روشنفکران و  باسوادترین رهبر حزب دمکرات کردستان ایران که به دستور ساواک ایران توسط  سازمان امنیت بارزانی (پاراستن) ترور شد

قاتل و مقتول در کنار هم.  ملا مصطفی بارزانی به دستور سازمان میت ترکیه در سال 1971 میلادی دکتر شوان رهبر فرزانه و روشنفکرپارت دمکرات کردستان ترکیه را به قتل رساند.


طبق دستور ترکیه مسعود بارزانی در اربیل کردستان عراق  80 تن از گریلاهای زخمی و کادر درمانی و روزنامه نویسان وابسته به پ ک ک را در سال 1997 به قتل رساند که هنوزمحل دفن آنها معلوم نشده است. 



 نیروهای مسعود و ایدریس بارزانی با حمایت ترکیه و ساواک ایران  یک کاروان 700 نفری از نیروهای اتحادیه میهنی در حکاری را نابود کردند و سه تن از مهمترین رهبران آنها به نامهای علی عسکری ، دکتر خالد، شیخ حسین بابا شیخ ایزدی را با آرپیجی اعدام کردند.


نیروهای پاراستن بارزانی  سعد آلچی از رهبران پارت دمکرات کردستان ترکیه را ترور کردند و این ترور را به دکتر شوان دوست و همرزم وی  نسبت دادند و  و به همین بهانه دکتر شوان را نیز اعدام کردند.  بدینگونه رضایت ترکیه را از حاکمیت ارتجاعی خویش کسب کردند. 

سعید آلچی

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

آسیب‌شناسی کردستان ایران(پانتورک‌ها، ملی‌گرایانِ سُنَّتی کُرد، اسلام‌گرایانِ افراطی سُنّی)

ڕۆژهەڵاتی کوردستان لە بەر دەم سێ مەترسی دا (پانتورک، ڕاستی سوننەتی کوردایەتی ، ئیسلامی سیاسی سوننەی بناژۆخواز)

تهران و کردستان، عمقِ استراتژیکِ همدیگر