آیا احزاب کلاسیک کردستان ملیگرا هستند؟
💇👨
آیا احزاب کلاسیک کردستان ملیگرا هستند؟
با نگاهی اجمالی به رسانههای دیداری، شنیداری و نوشتاری هر دو شاخه دموکرات خالد عزیزی و مصطفی هجری و کومه لههای عبدالله مهتدی و عمر ایلخانی زاده در هنگامه یکی از سهمناکترین تراژدیهای کردها ( به خاک و خون کشیده شدن بیش از 600 تن از کودکان، زنان و سایر اهالی غیرنظامی کوبانی توسط داعش+ اردوغان) در25 ژوئن امسال به عمق فاجعه کردایتی این احزاب واقف میشویم. (خودتان حتماً سری به رسانههای این روزهای آنان بزید.)
تلویزیونها، سایتها، صفحات شخصی فیسبوک آنها کماهمیتترین مسائل را پوشش دادهاند، ولی در مورد واقعه کوبانی خفهخون گرفتهاند و اگر اشارهای گذرا هم به آن کردهاند، در جهت تخریب چهره مدافعان آن دیار و یا خودنماییهای تهوعآور بوده است.
چگونه است درحالیکه مهمترین شناسنامه آقایان کردایتی و رهایی ملی است احساس ملیگرایی آنها چنین کور و کر و بیروح است؟ شرط میبندم اگر 1% این فاجعه برای اردوغان پیش آمده بود و یا یکی از اعضای خانواده بارزانی در اثر کهولت سن درگشته بود، چرت این دکانداران ملیگرایی سنتی کردی پاره میشد و صدها ساعت وقت گرانقدرشان را به مصرف میرسانیدند.
حالوروز دکانداران ملیگرایی سنتی بسیار شبیه حالوروز دکانداران اسلام سیاسی کردستان است. اگر در فلسطین چند تن از شبهنظامیان و یا شهروندان آن دیار توسط اسرائیل کشته شوند، فریاد (وا اسلاما) و مظلومیت فلسطینیان از دهان آنها به چنان جریان میافتد که خواب خود و دیگران را برای مدتی مختل میکنند. ولی در واقعه حلبجه 1988 حتی در کنفرانس اسلامیشان یک سخن به میان نیامد و این در حالی بود که ازجمله حاضران آن جلسه دکتر علی قره داغی کرد عراقی شخص دوم اخوان المسلمین جهانی بود؛ و درآخرین تراژدی کردها (کوبانی) نیز صدای عدالتخواهی آنها چندان رساتر از احزاب سکولار ملیگرای کرد نبود.
گویی هر دوی این جریانات همچون دو رود دجله و فرات پس از صدها کیلومتر رقابت و همچشمی به هم پیوستهاند. هر دو کاسبکار شدهاند، هر دو ایدئولوژی و آرمانهایشان را در جهت کسب ثروت و قدرت و ترویج استحمار قرار دادهاند (زر، زور، تزویر).
هر دو از احساس ملی تهی گشتهاند. هر یک به بهانهای جدا. هر دو طرف عاطفه انسانی را از دست دادهاند. اگر کردایتی و اسلام آقایان کر و کور است، ولی انسانیت و انسانگرایی آنها را در کجا باید جستجو کرد؟ مگر همدردیهای انسانهای صاحب وجدان سراسر جهان برای کوبانی را نشنیده و یا ندیدند؟
آیا با این وصف این احزاب ذوب درچنین کردایتی! را میتوان ملی گرا نامید؟ آیا برای یک ملیگرا کوچکترین رنج و آزار ملت باعث اندوه و عکسالعمل نمیشود؟ آیا ملی گرای حقیقی در مقابل رنج و آلام ملتش بی طرف می نشیند؟ آیا برای کم کردن رنجهای ملت خود با امکانات رسانه ای، مالی، درمانی و نظامی که در اختیار دارد اقدامی نمی کند؟
در اینجاست که ملیگرا بودنشان با سوالی بزرگ مواجه می شود.
در مورد مسلمان بودن پیروان اسلام سیاسی هیچ نظری ندارم ولی در مورد پایبندی آنها به اصول انسانی کاملا مشکوک هستم. و اما در خصوص دکانداران ملی گرایی ابتدایی کرد شکی باقی نمانده که به هیچ وجه سنخیتی با ملی گرایی اصیل و واقعی ندارند و حتی با اصول انسانی در رابطه با ملت خودشان بیگانه گشته اند. همچنانکه سوداگران قدرت و ثروت نیز چنین بوده و خواهند بود.
بهترین هدیهای که این آقایان میتوانند به آرمانهای اولیه خودشان و ملت کرد بدهند این است که یک بار صادقانه به خود بنگرند و ببینند که چگونه مسخشدهاند چقدر از ارزشهای اولیه انسانی و ملیگرایانه دووووووووووور شدهاند؛ و در این حال یکی از دو راه زیر را در پیش دارند:
1- نقد علمی و منصفانه حزبشان و بهروز شدن و وداع بااینحال و روز نکبتبار کنونی و یک رنسانس درون حزبی( تولدی دوباره).
2- تعطیل کردن دکان و بازار کردایتی کنونی و بازگشت به جامعه .
نظرات
ارسال یک نظر