چرا اعضای حزب دموکرات کردستان ایران به سفسطه متوسل میشوند؟
چرا اعضای حزب دموکرات کردستان ایران به سفسطه متوسل میشوند؟
استفاده از سفسطه بهجای استدلال عقلی و علمی یکی از مشخصههای بارز فعالین حزب دموکرات میباشد.
سفسطه دربردارنده 17 گونه استدلال فریبکارانه است. آنها از بیشتر اقسام آن استفاده میکنند. ولی یکی از سفسطهها بیش از تمامی 16 نوع دیگر در گفتمان آنها کاربرد دارد.
سفسطه تکذیب یا تخطئه گوینده:
در این مغالطه شخص به جای اینکه به محتوای سخن بپردازد، به تکذیب و تخطئه گوینده و خاستگاه آن میپردازد. منشأ این مغالطه این تصور نادرست است که: «امکان ندارد یک عقیده صحیح و مستدل از سوی کسی که دارای موقعیت مناسب علمی و اجتماعی و... نیست، ارائه شود.» مانند اینکه «سیگار برای سلامتی زیانی ندارد؛ همین پزشکی که این کتاب را درباره زیانهای دخانیات نوشته، خود سیگار میکشد.»
در علم تاریخ اصل بسیار مهمی وجود دارد و آن این است:
«چه کسی گفته است مهم نیست، چه چیزی گفتهشده است مهم است.»
ولی بر اساس رویکرد سفسطه به جای «نقد سخن» به نقد «صاحب سخن» و آنهم با تخریب، انکار و خطاکار جلوه دادن او میپردازند.
با نگاهی به صفحات اینترنتی و فیس بوکی فعالین حزب خیلی راحت این قضیه اثبات می شود. آنها که به خاطر تشابه اندیشه و ایدئولوژی و یا کسب پول و امکانات اقتصادی در کشاکش قدرت بین بارزانی و پ.کا.کا در خط بارزانی قرارگرفتهاند، به جای نقد علمی و اصولی اندیشهها، استراتژی، تاکتیک و سیاستهای پ.کا.کا به سفسطه تکذیب و تخطئه آنها متوسل میشوند و در این مسیر از تمامی روشهای ماکیاولیستی ازجمله دروغگویی، تخریب شخصیتی، تکرار اتهامات سازمان امنیت ترکیه (میت) علیه طرف مقابل استفاده میکنند.
منطق حاکم بر این رفتار این است: «طرف مقابل را سیاه کن تا خودت سفید به نظر آیی» و یا «تو زشت هستی در نتیجه من زیبا هستم»
خواستگاه و ریشه چنین راهکاری ریشه در تاریخ حزب دارد. کسانی که 10 سال اول بعد از سقوط نظام شاهنشاهی را به یاد دارند، خوب با این ادبیات آشنا هستند. برای یادآوری قسمتی را بازگو میکنم:
1- ماموستا شیخ عزالدین حسینی را به ساواکی بودن، کمونیست بودن، ناآگاهی با زبان دیپلماتیک در مذاکره با دولت، عامل شکست مذاکرات برای خودمختاری و... متهم میکردند تا از نفوذ معنوی او در بین تودههای مردم بکاهند و بر نفوذ خود برافزایند. خوشبختانه ماموستا دارای میلیشای نظامی نبود و به همین دلیل جنگ داخلی با او انجام نگرفت.
2- پیروان کنگره چهارم حزب(گروه هفتنفره رهبری) را با اتهامات جاش (مزدور) و خائن روبرو ساختند و نهایت سعی خود را کردند تا آنها را نزد مردم سیاه کنند تا خود را سفید جلوه دهند. درنهایت به این هم بسنده نکردند و اعضا و هواداران آنها را با کتککاری، قتل (دو برادر جوان در مهاباد محله باغ سیسه که شهرت آنها کروبی بود) و زندانی کردن روبرو ساختند که معروفترین آنها فاروق کیخسروی و استاد هیمن شاعر بودند.
3- سازمان کومه له را متهم به آنارشیست کردند. و آنارشیست را معادل هرجومرج طلب برای مردم معنی کردند. در سالهای بعد اتهام پولپوتی را به آنها زدند. این اتهامات مقدمهای بود برای تحمیل طولانیترین و پر تلفات ترین جنگ داخلی کردستان ایران که آخرین جنگ را 4 سال ادامه دادند و بیش از هشتصد تن از پیشمرگان دو طرف قربانی شدند.
4- شاخه انشعابی حزب دموکرات رهبری انقلابی را به نام لادر (خوارج) ملقب کردند تا به مردم بگویند که آنان خوارج هستند و ما حزب دموکرات واقعی هستیم. در ادامه آن جنگی خونین را برطرف مقابل تحمیل کردند و دهها تن از نیروهای دو طرف جان باختند.

نظرات
ارسال یک نظر