اپوزیسیون کردستان، تقابل دو دیدگاه راست سنتی و چپ مدرن

 



آدم همان را استفراغ می کند که خورده است

فرایند استفراغ میت ترکیه در چهار مرحله:


1- دستگاه دروغ سازی میت ترکیه با انواع سفسطه و نیرنگ خوراک تبلیغاتی خود را آماده می کند و به دهن مزدوران خود استفراغ می کند.

2- علی جوانمردی استفراغ دستگاه تبلیغاتی میت ترکیه را خورده و بدون هضم کردن استفراغ می کند.

3- سران حزب دمکرات کردستان و بارزانی استفراغ علی را به همان رنگ و بوی اولیه استفراغ می کنند.

4- اعضا و هواداران حزب دمکرات پس از قورت دادن استفراغ سران دمکرات و بارزانی، آن را به روی مردم استفراغ می کنند.


 از راست به چپ: مسعود بارزانی، سحرارودی قاتل دکتر قاسملو، مسعود + علی جوانمردی 


ریشه ها

اپوزیسیون کردستان، تقابل دو دیدگاه راست سنتی و چپ مدرن

ماهیت قطب سیاسی راست سنتی کردستان به رهبری حزب موروثی خانواده بارزانی

پژوهش‌های تاریخ معاصر کردستان بدون شناخت ماهیت خاندان بارزانی، احزاب، جریانات و شخصیت‌های وابسته آن‌ها همواره ناقص و ناتمام انجام می‌گیرد. به همین دلیل نوری بر تاریکخانه بارزانی و زیرمجموعه‌هایش می‌تابانیم.

خاستگاه تاریخی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این جریان به امیرنشین‌های سده‌های میانه کردستان، فئودال‌ها و سران عشایر بازمی‌گردد.

در سده‌های گذشته طبقات فرادست کردستان با تأمین منافع یکی از حکومت‌های منطقه مثل عثمانی یا صفوی حق سروری بر بخشی از کردستان را کسب می‌کردند.

 تأمین حاکمیت دولت مرکزی، سرکوب شورش‌های محلی، گردآوری مالیات، فراهم‌سازی نیروی جنگی و مرزداری از وظایف آن‌ها بود.

بارزانی‌ها با استفاده از این استراتژی امارت موروثی خود را تحت عنوان ملی‌گرایی بر بخشی از مردم کردستان عراق تحمیل کرده‌اند.

پایگاه اجتماعی کنونی آن‌ها عبارت است از: طبقات فرادست کردستان اعم از فئودال‌ها، سران عشایر، مزدوران حکومت‌های قبلی، قشر سرمایه‌داری دلالی، فرصت‌طلبان، قلم فروشان و تمامی کسان و جریاناتی که کاسب‌کاری آسان را بر کار و تلاش پرزحمت ترجیح می‌دهند؛ و نیز عوام‌الناس و کردهای کم‌سواد و فاقد دانش و بینش سیاسی.[3]

 این‌ها ملی‌گرایی را همچون کالایی قابل تجارت نگریسته و جامعه کُرد را به‌مثابه رعایا دیده و با حقوق شهروندی و اندیشه آزاد و عدالت اجتماعی تضادی ماهوی دارند. استراتژی آن‌ها برگرفته از امیرنشین‌های کُرد سده‌های میانه به شرح ذیل است:

 «تأمین منافع دولت‌های منطقه به قیمت حمایت و تضمین سلطه خود بر بخشی از مردم کُردستان.»

این جریان حافظ منافع اقشار انگلی جامعه کردی است که منافع خود را نه در رهایی ملی بلکه سهیم شدن با اشغالگران در چپاول جامعه کردستان تعقیب می‌کنند.

 همیاری خانواده بارزانی با دولت‌های اشغالگر کردستان در سرکوب خونین احزاب کرد ایران، عراق و ترکیه و اخیراً سوریه به‌هیچ‌وجه تصادفی و یا تاکتیکی نیست، بلکه اقتضای استراتژی آن‌ها چنین طلب کرده، می‌کند و خواهد کرد.[4]


احزاب چهار بخش کردستان که تحت عناوین دمکرات فعالیت می‌کنند، اخوان‌المسلمین و سایر واپسگرایان کردستان بنا به پایگاه طبقاتی، منافع اقتصادی و ماهیت سیاسی خویش زیرمجموعه پارت دمکرات خانواده بارزانی هستند.

ملل همسایه را به دیده دشمن می‌نگرند، ولی هر زمان که منافع آن‌ها ایجاب کند آماده اتحاد با حکام ستمکار این ملل هستند.

هیچ‌یک از آمال و ارزش‌های انسانی ازجمله برابری زن و مرد٬ عدالت اجتماعی٬ رشد اقتصادی٬ علمی٬ صنعتی٬ فرهنگی٬ شایسته‌سالاری٬ مردم‌سالاری و دمکراسی در رؤیاهای این احزاب جایگاهی ندارند.[5]

این احزاب و جریانات حافظ منافع طبقات انگل، ارتجاعی و لومپنبورژوازی کُردستان هستند. نهایت رؤیای جریانات و احزابی که تحت عنوان ملی‌گرای کردستان فعالیت می‌کنند، این است که به‌جای فارس‌ها، عرب‌ها و تُرک‌ها بر کُردهای منطقه خودشان سلطه و سروری داشته باشند.

این آقایان وارث رؤیاهای امیرنشین‌های محلی کردها در دوره امپراتوری‌های عثمانی و ایران، ارباب‌ها و رؤسای عشایر و شیوخ محلی گذشته هستند و این میراث فکری٬ فرهنگی را با روکشی از مدرنیسم آراسته‌اند.

اینان دشمن حُکام فارس٬ تُرک و عرب نیستند. بلکه رقیب آن‌ها هستند در سروری و سلطه بر کردهای ناحیه خودشان.

به عبارتی دقیق‌تر هدف رفع ستمگری نیست. بلکه تغییر ستمگر و ارباب از غیر کُرد به کُرد است. (کپی سیستم کوردایتی کردستان عراق به بخش سنی نشین کردستان ایران)


عبدالله پَشیو شاعر و اندیشمند کردستان عراق با زبان طنز سیستم کوردایتی فئودالی را چنین توصیف کرده است:


دێوەره و که‌ر(دێوەره= فروشنده دوره گرد روستاها) و( که‌ر= خر)

دێوەرەیه‌ک به سواری که‌ر،

ڕێیه‌کی دووری گرته به‌ر،

نه‌یهێڵا که‌ر بدا بێنێ

تا ڕێیان که‌وته بژوێنێ.

که‌ر که بینیی وا له‌و ناوە

گیاوگۆڵ سه‌ری پێوەناوە،

میوانی گه‌ورەی سروشته،

نه خێو، نه باری له پشته،

به زەڕەزەڕ، به غارەغار،

دنیای هه‌موو کردە به‌هار

لەپڕ خاوەن که‌ری زۆرزان

هه‌ستی کرد وا له‌ودیو ته‌لان

هه‌را و هۆریا و دەنگه‌دەنگه،

ئیتر زانیی کاری له‌نگه!

گوتی: که‌ره گیان، گوێ گرە،

ئه‌و دەنگه دەنگی ڕێگرە!

هه‌تا زووە با بارت که‌م

له ڕێگران ڕزگارت کە‌م

کەر دایه قاقای پێکه‌نین...

گوتی: قوربان، هاوڕێی شیرین!

بارەکه‌ی من له خۆت بار که

هه‌تا زووە خۆت ڕزگار کە

که من که‌ر بم، بارەبه‌ر بم

کورتان له پشت، هه‌شبه‌سه‌ر بم

فه‌رقی چییه؟ دەرد هه‌ر دەردە،

'که‌ری تۆ بم، یا هی جه‌ردە! '

فەرهەنگۆک:

 دێوەرە: دەسگێڕ، چەرچی، دەسفرۆشی گەڕۆکی لادێ

خێو: خاوەن، ماخۆ، خودان

ته‌لان: هەوراز، زوورگ و هەڵەت، گرد

جه‌ردە: چه‌ته، ڕێگر، که‌سێکه ڕێگا به خه‌ڵک بگرێ و به زۆر ڕووتی کاته‌وە

 

 نتیجه‌گیری:

در جغرافیای سیاسی احزاب کردستان دو هدف متضاد تعقیب می‌شوند که مربوط به دو پس‌زمینه ذهنی متفاوت هستند.

راست سنتی

جبهه راست سنتی مربوط به طبقات فرادست کردستان مشتمل بر روسای عشایر، فئودال‌ها و سرمایه‌داری تجاری وابسته به کشورهای اشغالگر کردستان است. عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی و انسان آزاد برای آن‌ها سم مهلک است.
 همچون سلف خود، فئودال‌ها و امارت‌های کردستان هیچ اعتمادبه‌نفسی برای استقلال کردستان ندارند و حداکثر وسعت اندیشه آن‌ها تشکیل امیرنشینی است تحت سلطه و سروری یکی از قدرت‌های منطقه. استراتژی آن‌ها برای نیل به هدف عبارت است از: تأمین منافع اشغالگران به‌جای تهدید منافع آن‌ها). 
کردایتی و شعار رهایی ملی و استقلال آن‌ها کاملاً توخالی است و برای فریب اذهان عمومی کردهاست که 100 سال است به آرمان توده‌های کرد تبدیل‌شده است. 
حکومت‌های عثمانی و ایران صدها سال با استفاده از این طبقات (روسای عشایر، فئودال‌ها، شیوخ و...) توانسته بودند تا حاکمیت خود را بر کردستان ادامه دهند و در مقابل، این طبقات نیز تحت حمایت این دولت‌ها سروری خودشان را بر توده‌های کرد تضمین کرده بودند. تاریخ تکرار شده است. ولی نه مانند سده‌های گذشته؛ زیرا جامعه و طبقات تغییر کرده‌اند. 
بازمانده‌های طبقات فرادست گذشته به کمک بورژوازی تجاری وابسته زیر چتر عشیره بارزانی متحد شده و برای و در رویارویی با جریانات و احزاب مخالف بر روی امکانات و ارتش‌های کشورهای اشغالگر برای همیشه حساب بازکرده‌اند؛ و همچنان که در دهه‌های گذشته توانسته‌اند همیاری خوبی باهم داشته باشند و موفقیت‌های بزرگی هم‌کسب کنند.
 سرکوب و کشتار کردهای انقلابی ایران، سرکوب و کشتار کرهای ترکیه و ماجراهایی از نوع اشتغال اربیل و کردستان عراق به یاری تانک‌های صدام و کشتار ده‌ها تن از کادرهای درمانی، گریلاهای زخمی و روزنامه نویسان پ.ک.ک در اربیل سال 1997).  
این‌ها مشتی از خروار هستند که کردها باید همواره برای تکرار نمونه‌هایی این‌چنین و حتی خون‌بارتر آمادگی داشته باشند.
ماهیت طبقات فرادست جامعه اشغال‌شده کردستان مغایر با رهایی ملی است؛ و اساساً این‌ها ملی‌گرا نیستند و منافع آن‌ها با برآمدن یک حکومت مستقل و مترقی کردی از بین خواهد رفت.

چپ مدرن

جبهه چپ مدرن به طبقات متوسط و پایین جامعه تعلق دارد. کومه له ژ.کاف در سال 1943 در مهاباد توسط این طبقه تأسیس شد. ولی پس از دو سال توسط طبقات فرادست جامعه بلعیده شد.  
کمیته انقلابی حزب دموکرات در سالهای 1968-1967 همچون روح این کومه له ژ.کاف از زیر خاکستر زبانه کشید که توسط خانواده بارزانی و ساواک شاه بیشتر اعضای مهم آن حذف فیزیکی شدند.
 سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران در سال 1949 توسط عده‌ای از دانشجویان و دانش‌آموختگان کرد دانشگاه‌های ایران تشکیل شد؛ و در دوره پس از سقوط شاه به‌سرعت گسترش یافت و صاحب پایگاهی توده‌ای شد.
 به علت مرگ زودهنگام دو تن از رهبران تأثیرگذار آن در سال 1979 (کاک فؤاد مصطفی سلطانی و محمدحسین کریمی) و نیز هژمونی گفتمان چپ سنتی و فقر تئوریک به بیراهه رفت و حزب کمونیست ایران را تشکیل داد و سپس دستخوش انشعاباتی گردید.
 این جریان نیز نتوانست به حزب طبقه متوسط و پایین جامعه تبدیل‌شده و آرمان‌های آن‌ها را تعقیب کند.
 کومه لهٔ رنجدرانی کوردستان در عراق علی‌رغم مبارزات فراوان به علت مرگ زودهنگام مهم‌ترین رهبر آن (شهید آرام) و نیز فقر تئوریک و هژمونی فرهنگ عشیره‌ای حاکم بر کردستان عراق نیز بی‌سروصدا منحل شد.
حزب کارگران کردستان که در سال 1978 به‌وسیله عبدالله اوجالان تأسیس شد با ظرفیت‌های که داشت توانست آرمان‌های طبقات متوسط و فرودست و اقشار روشنفکر و فرهیخته کردستان را زنده کرده و از یک محفل کوچک روشنفکری تبدیل به بزرگ‌ترین جریان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در کردستان شود.
 این جریان نشان داده است که توانایی به‌روز شدن را داشته و به‌جای ماندن در دگماها و ایده‌های سنتی به یک غنای تئوریک دست یازد. 
عدالت اجتماعی، مدرنیسم، سوسیالیسم، تساوی حقوق زن و مرد و رهایی ملی را از نو بازتعریف کرده و در مدل‌های کوچک و بزرگ پراکتیزه نماید که برجسته‌ترین آن را در حماسه کوبانی و خودمدیرتی روژآوا (کردستان سوریه) می‌بینیم؛ و بدین گونه به عنوان جریان چپ مدرن در برابر جریان راست سنتی قد علم کرد. 

پانوشت‌ها و ارجاعات:



[1] اقتباس و تلخیص از سایت جنبش دانشجویی در خارج از کشور (کنفدراسیون)

https://cisnu.com/%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86/#

 

[3] کردهایی که شور کوردایتی دارند؛ ولی فاقد شعور ملی‌گرایی واقعی بوده و دچار فقر دانش و بینش اجتماعی هستند، معمولاً تبدیل به پیاده‌نظام بارزانی و احزاب وابسته‌اش می‌شوند. کُردی که دانش و بینش سیاسی داشته باشد٬ بعید است در جغرافیای سیاسی کردستان که نیمی از آن دو یا چندملیتی است٬ بخواهد با دیوارکشی مسئله ملی را حل کند و یا مانند کردستان عراق این مناطق را تحویل رقیب دهد و بر نیمه باقیمانده حکومتی وابسته، واپس‌گرا، فئودالی و ستمگر در لباس کردی برقرار کند.

[4] بارزنی‌ها طی 70 سال گذشته در رقابت با احزاب و جریانات سیاسی دیگر همواره حمایت یکی از دولت‌های ترکیه، ایران و عراق را بر سر خویش داشته‌اند.

در این راه حتی از قربانی کردن احزاب متحد برادرِ خود در ایران و ترکیه فروگذاری نکرده‌اند. چنان‌که به دستور میت ترکیه رهبران حزب دمکرات کردستان ترکیه سعید آلچی، دکتر شوان و همراهانشان که درواقع مهمان و همکار بارزانی بودند، به قتل رساندند. (1971)

رهبران حزب دمکرات کردستان ایران (سلیمان معینی، اسعد خدایاری، صدیق انجیری، ملا رحیم ویردی، قادر شریف) نیز در دهه 1960 میلادی قربانی این استراتژی ملامصطفی بارزانی شدند.

 بارزنی‌ها در سال 1978 رهبران اتحادیه میهنی کردستان عراق (دکتر خالد، حسین بابا شیخ ایزدی و علی عسکری) را به همراه 700 پیشمرگ دیگر به قتل رساندند و موجبات رضایت و خشنودی میت ترکیه، ساواک ایران و دولت عراق را فراهم ساختند.

 در دوره قیاده موقت صدها تن از پیشمرگان دمکرات و کومله را به قتل رسانده و بخش وسیعی از کردستان ایران را برای دولت جمهوری اسلامی پاک‌سازی کردند

 

[5] - مقایسه آمار قتل‌های ناموسی ایران و کردستان عراق طی سه دهه اخیر

در تمام ایران 86 میلیونی طی سه دهه گذشته تعداد قتل‌های ناموسی زنان حدود 12000 تن برآورد شده است.

 درصورتی‌که طی مدت مشابه در کردستان عراق پنج‌میلیونی تحت حاکمیت بازرگانان ملی‌گرایی و فدرالیسم کُردی بیش از 20000 زن توسط خانواده‌هایشان به قتل رسیده‌اند. [5]

 در بیشتر شهرهای کردستان عراق گورستانی مخصوص به این قربانیان اختصاص‌داده‌شده است. البته در حدود ٪۹۰ موارد جهت حفظ آبروی خانواده‌ها این مرگ‌ها تحت عناوین خودکشی٬ خفگی با گاز٬ ایست قلبی، سکته مغزی و تصادف اعلام‌شده‌اند.




6- تقابل راست و چپ سنتی به روایت تصویر

یکی از گورستان‌های زنان قربانی سیستم فئودال - عشیره‌ای کردستان عراق


 اسامی تعدادی از روزنامه نویسان و فعالین پ ک ک که با نظارت مستقیم میت ترکیه در 1997 توسط  بارزانیها در اربیل قتل عام شدند.



پیام تبریک رهبران حزب دمکرات به اردوغان



خاندان فئودال عشیره بارزانی در رویای تولید یک میرنشین وابسته به کشورهای منطقه به رهبری مسعود بارزانی



در تابستان 2014  تعداد 15000 پیشمرگه  حزب دمکرات بارزانی در مقابل یورش 500 داعشی بدون شکلیک یک تیر تفنگ شنگال و مردمان ایزدی آن دیار را به سپاه وحشی داعش واگذار کردند . در نتیجه 6300 زن و دختر ایزدی به بردگی جنسی داعش گرفتار شدند.


مسعود بارزانی در روزنامه دیلی نیوز ترکیه اقرار می کند که سه هزار نیروی خود را در جنگ نیابتی ترکیه علیه پ ک ک از دست داده است.


کردستان عراق پس از 33 سال حاکمیت سیستم فئودال عشیره ای صدها سال به عقب بازگشته است و بسیار محتمل است که افغانستانی دیگر در این دیار متولد شود

دو شاعر ملی جمهوری خودمختار مهاباد که در نهایت یکی به شاعر دیوانخانه عشیره بارزانی تبدیل شد و دیگری تا آخرین نفس شاعر ملی باقی ماند



شکاف عظیم طبقاتی در سایه حاکمیت کردایتی فئودال عشیره ای به گونه ای که 5% طبقه فرادست کردستان عراق توانسته اند بر 90%  اقتصاد کردستان را به انحصار خود در آورند.



دهه 1980 میلادی که خاندان بارزانی در کردستان ایران نقش بازوی نظامی ایران در سرکوب و پاکسازی احزاب دمکرات و کومله  را برعهده داشتند.  در آن زمان به قیاده موقت مشهور بودند.  حزب دمکرات کردستان ایران عنوان پاسدار موقت را به آنها داده بود.



آقای دلشاد رسولی از اعضای 11 نفره بنیانگذاران سازمان احیای کرد(ک ژ کاف) در دهه 1960 در کردستان عراق به دستور ساواک و ملا مصطفی بارزانی دستگیر و اعدام شد.

قاتل و مقتول- ملا مصطفی بارزانی به دستور ساواک کاک سلیمان معینی را دستگیر و اعدام کرده و جسد وی را به ساواک تحویل داد 1968

کاک صدیق انجیری آذر از روشنفکران و  باسوادترین رهبر حزب دمکرات کردستان ایران که به دستور ساواک ایران توسط  سازمان امنیت بارزانی (پاراستن) ترور شد

قاتل و مقتول در کنار هم.  ملا مصطفی بارزانی به دستور سازمان میت ترکیه در سال 1971 میلادی دکتر شوان رهبر فرزانه و روشنفکرپارت دمکرات کردستان ترکیه را به قتل رساند.


طبق دستور ترکیه مسعود بارزانی در اربیل کردستان عراق  80 تن از گریلاهای زخمی و کادر درمانی و روزنامه نویسان وابسته به پ ک ک را در سال 1997 به قتل رساند که هنوزمحل دفن آنها معلوم نشده است. 



 نیروهای مسعود و ایدریس بارزانی با حمایت ترکیه و ساواک ایران  یک کاروان 700 نفری از نیروهای اتحادیه میهنی در حکاری را نابود کردند و سه تن از مهمترین رهبران آنها به نامهای علی عسکری ، دکتر خالد، شیخ حسین بابا شیخ ایزدی را با آرپیجی اعدام کردند.


نیروهای پاراستن بارزانی  سعد آلچی از رهبران پارت دمکرات کردستان ترکیه را ترور کردند و این ترور را به دکتر شوان دوست و همرزم وی  نسبت دادند و  و به همین بهانه دکتر شوان را نیز اعدام کردند.  بدینگونه رضایت ترکیه را از حاکمیت ارتجاعی خویش کسب کردند. 

سعید آلچی



سه صفحه از کتاب آموزش زبان کردی حزب دمکرات کردستان ایران که در دهه 1980 میلادی تحت نظر دکتر قاسملو تدوین و تدریس شده است:






سند جاسیوسی علی جوانمردی و پیمان حیدری




رویای  راست سنتی  برای سوار شدن بر ملت کرد

راست سنتی و غنیمت  لباس زیر زنانه رقیب در جنبش زن زندگی آزادی!

راست سنتی و مردسالاری 


از راست به چپ  مسعود بارزانی - صحرارودی قاتل د. قاسملو- مسعود بارزانی - علی جوانمردی !


چپ مدرن و تولید اندیشه در برابر راست سنتی با  شعار  زن زندگی آزادی




نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

آسیب‌شناسی کردستان ایران(پانتورک‌ها، ملی‌گرایانِ سُنَّتی کُرد، اسلام‌گرایانِ افراطی سُنّی)

ڕۆژهەڵاتی کوردستان لە بەر دەم سێ مەترسی دا (پانتورک، ڕاستی سوننەتی کوردایەتی ، ئیسلامی سیاسی سوننەی بناژۆخواز)

تهران و کردستان، عمقِ استراتژیکِ همدیگر