کومەلە: تراژدی گردانهای شوان و ارومیه در دهه ١٩٨٠


کومەلە: تراژدی گردانهای شوان و ارومیه در دهه ١٩٨٠

                                                

                                                        نویسنده: امین سحربین



دانلود نسخه پی دی اف👈PDF

تاریخ معاصر کردستان ایران، کلکسیونی از حماسه‌ها و تراژدی‌هاست؛ اما در میان تمام این صفحات، برخی فصول چنان خونین و در عین حال چنان «قابل پیشگیری» بوده‌اند که بازخوانی آن‌ها نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت تاریخی است.

ماجرای قتل‌عام «گردان شوان» و «گردان ۲۲ ارومیه»، تنها داستان رشادت پیشمرگان نیست؛ بلکه کیفرخواستی است علیه جزم‌اندیشی، دگماتیسم و تصمیمات نابخردانه رهبرانی که در اتاق‌های فکر انتزاعی، جان انسان‌ها را قربانی اوهام ایدئولوژیک کردند.

کومله تحت رهبری واقع‌گرای کاک مصطفی سلطانی، در مسیر تبدیل شدن به قدرتمندترین جریان سیاسی کردستان بود.

اما رهبری پس از فقدان کاک فواد، با چرخشی مرگبار به سمت تشکیل «حزب کمونیست ایران» رفت. این تغییر ریل، تنها یک تغییر نام نبود؛ بلکه آغازِ پایانِ واقع‌گرایی سیاسی در این سازمان بود. رهبری وقت با وارد کردن نسخه‌ای خشک، ارتدوکس و دگماتیک از مارکسیسم، خود را در برج عاجی از توهمات «پرولتری» حبس کرد و واقعیت‌های عریان جامعه کردستان و توازن قوا را نادیده گرفت.

نتیجه این انحراف، استراتژی‌های دون‌کیشوتی بود؛ فرستادن بهترین فرزندان این آب و خاک به جنگ آسیاب‌های بادی. فاجعه «گردان ۲۲ ارومیه» در منطقه مرگور، یکی از تلخ‌ترین این نتایج بود. در پاییز ۱۳۶۴، رهبری برای حفظ حضور نمادین خود در منطقه‌ای که تحت نفوذ رقیب بود، واحدی را بدون پشتیبانی به مسلخ فرستاد. نتیجه؟ جان‌باختن ۲۸ انسان شریف و مبارز، از جمله زنانی چون منیره مدرسی، نسرین حسن خالی و خدیجه احمدی که پس از اسارت مورد تجاوز قرار گفته سپس با قساوت تمام اعدام شدند. آیا حفظ یک «پرنسیپ» خشک حزبی ارزش این‌همه خون را داشت؟

چند سال بعد، در اسفند ۱۳۶۶، همین سناریوی شوم برای «گردان شوان» تکرار شد. علی‌رغم هشدارهای مکرر مبنی بر احتمال حمله شیمیایی و محاصره منطقه بیاره، رهبری با اصرار بر ماندن و مقاومتِ کور، ۷۲ تن از زبده‌ترین کادرهای سیاسی و نظامی خود را در یک تله مرگ گرفتار کرد. این نه یک «شهادت حماسی»، بلکه یک «قربانی کردن سیستماتیک» ناشی از جمود فکری بود.

امروز چرا باید این زخم‌ها را باز کرد؟ زیرا نسل جدید کردستان و فعالین سیاسی ایران، بیش از هر زمان دیگری در معرض شعارهای پرطمطراق اما توخالی قرار دارند. درسِ گردان شوان و گردان ارومیه این است: ایدئولوژی بدون عقلانیت، ماشین کشتار است.

آن رهبرانی که در دهه ۶۰ با برچسب‌زنی به منتقدان و طرد واقع‌گرایی کاک فواد، داعیه «انقلاب کارگری» داشتند، عملاً جوانان پرشور را گوشت‌دم‌توپِ رقابت‌های پوچ حزبی و توهمات خود کردند. امروز نباید اجازه داد که هیجانات سیاسی جای «محاسبه هزینه-فایده» را بگیرد. سیاست‌ورزی مدرن، نه عرصه قربانی شدن برای دگماهای مقدس، بلکه هنرِ حفظ نیرو، بقا و پیشروی گام‌به‌گام است.

یاد جان‌باختگان گردان شوان و ارومیه گرامی باد؛ اما بزرگترین ادای دین به آن‌ها، نقد بی‌رحمانه تفکری است که آن‌ها را به مسلخ برد، تا تاریخ دیگر تکرار نشود.


#گردان_شوان #کومله #نقد_ایدئولوژی #کردستان #تاریخ_معاصر #درس‌های_تاریخ #گردان_۲۲_ارومیه #کاک_فواد #سیاست_ورزی

 


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

آسیب‌شناسی کردستان ایران(پانتورک‌ها، ملی‌گرایانِ سُنَّتی کُرد، اسلام‌گرایانِ افراطی سُنّی)

ڕۆژهەڵاتی کوردستان لە بەر دەم سێ مەترسی دا (پانتورک، ڕاستی سوننەتی کوردایەتی ، ئیسلامی سیاسی سوننەی بناژۆخواز)

تهران و کردستان، عمقِ استراتژیکِ همدیگر